X
تبلیغات
سایت هیئت فرهنگی مذهبی بقیه الله الاعظم - همه چیز درباره اهل بیت علیهم السلام
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما
معجزات و کرامات امام موسی کاظم علیه السلام

 

*اعجاز امام کاظم علیه السلام در خروج از زندان
مسیب، زندانبان امام موسی کاظم علیه السلام می‌گوید:سه روز قبل از شهادت امام مرا طلبید و فرمود:
" امشب عازم مدینه هستم تا عهد امامت پس از خود را به فرزندم علی واگذار کنم و او را وصی و خلیفه خود نمایم."
گفتم:" آیا توقع دارید با وجود این همه مامور و قفل و زنجیر، امکان خروج شما را فراهم کنم؟!"
فرمود: " ای مسیب، تو گمان می‌کنی قدرت و توان الهی ما کم است؟ "
گفتم:" نه، ای مولای من. " فرمود: " پس چه؟ "
گفتم:" دعا کنید ایمانم قوی‌تر شود "
امام چنین دعا کرد: " خدایا او را ثابت‌قدم بدار. "
سپس فرمود:" من با همان اسم اعظم الهی که آصف بن برخیا ( وزیر حضرت سلیمان علیه السلام ) تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد، خدا را می‌خوانم و به مدینه می‌روم."
ناگهان دیدم امام دعایی خواند و ناپدید شد. اندکی بعد بازگشت و با دست خود زنجیرهای زندان را به پای مبارک بست.
سپس فرمود: " من پس از سه روز از دنیا می‌روم. "
من به گریه افتادم. فرمود: " گریه مکن و بدان که پسرم علی ابن موسی الرضا پس از من، امام توست. "
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 224، ح 26 از عیون.
*امام کاظم علیه السلام و خبر از مرگ زندانبان
ابویوسف و محمد بن حسن که دو نفر از اصحاب ابوحنیفه بودند، در زندان سندی بن شاهک به ملاقات امام ابی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام رفتند. در بین راه با هم می گفتند: ما چیزی از موسی بن جعفر کم نمی آوریم. یا مساوی او هستیم، یا مشابه او. وقتی به خدمت حضرت رسیدند و مقداری نشستند، یکی از مأمورین زندان وارد شد و گفت: نوبت کاری من تمام شده و از خدمت شما می روم. اگر بیرون زندان کاری دارید بفرمائید، تا مرتبه دیگر که نوبت خدمت من می شود و مجدداً باز خواهم گشت، نتیجه اش را تقدیم کنم.
حضرت فرمودند: کاری ندارم. وقتی آن مرد رفت، حضرت به ابو یوسف رو کرد و فرمود: عجیب است، او امشب می میرد. آن وقت به من میگوید اگر کاری داری بگو انجام دهم. ابویوسف و محمد بن حسن بهتزده پس از خداحافظی از زندان بیرون آمدند، در حالی که به یکدیگر می گفتند: ما آمده بودیم بحث حلال و حرام کنیم. او از امور غیبی خبر داد. زمان مرگ امری است نهانی. از کجا می دانست؟!
سپس فردی را مأموریت دادند تا آن مأمور زندان را تا فردا تعقیب کند و آنها را از وضع او مطّلع نماید. آن مرد نیز وی را زیر نظر گرفت و شب را در مسجد محله که نزدیک خانه آن مأمور بود، خوابید. صبحگاهان دید فریاد عزا بلند است و مردم به داخل خانه وی آمد و شد میکنند. پرسید: چه خبر است؟ گفتند: فلانی دیشب از دنیا رفت. این مرد پیش ابو یوسف و محمد بن حسن آمد خبر مرگ آن مأمور را آورد.
مجدداً این دو به ملاقات حضرت آمدند و گفتند: " معلوم شد شما به حلال و حرام دین خدا آگاهید. ولی زمان مرگ او را که از اسرار غیبی الهی است از کجا دانستید؟ حضرت فرمود: از دروازه های علم رسول اللهاست که به روی حضرت امیرالمؤمنین گشودند و سپس آن علم الهی از هر امام به امام بعدی منتقل شده است. "
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 64 از خرائج.
*امام کاظم علیه السلام و زنده ساختن گاو مرده
علی بن مغیره گوید:
همراه امام موسی کاظم علیه السلام در منی می‌رفتیم که با زنی روبه‌رو شدیم که که فرزندان کوچکش به دورش حلقه زده بودند و همگی سخت می‌گریستند.
امام فرمود:" چرا گریه می‌کنید؟ "
زن که امام را نمی شناخت گفت:" تنها سرمایه من و این فرزندان یتیمم گاوی بود که از شیرش زندگی را می‌گذراندیم. اینک گاو مُرده و ما درمانده شده‌ایم."
امام فرمود:" آیا دوست داری آن گاو را زنده سازم؟ "
گفت:"آری، آری!"
امام به گوشه ای رفت و دو رکعت نماز خواند و دست به سوی آسمان گرفت و دعا نمود. آنگاه کنار گاو مرده آمد و ضربه ای به پهلوی گاو زد. ناگهان گاو زنده شد و از جا بلند شد.
زن با دیدن این صحنه فریاد زد:" بیایید که قسم به خدای کعبه، او عیسی بن مریم است! "
مردم ازدحام کردند و به تماشای گاو و سخنان زن مشغول شدند و امام خود را در بین مردم گم نمود و به راه خود ادامه داد.
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 55، از بصائر الدرجات.
*امام کاظم علیه السلام و سخن گفتن به زبان فارسی
ابوبصیر از امام موسی بن جعفر علیه السلام پرسید:"امام با چه نشانه‌هایی شناخته می‌شود؟"
فرمود:"امام راستین صفاتی دارد که اولین و مهم‌ترین آن این است که امام قبلی معرفی‌اش کرده باشد. همان گونه که رسول خدا علی بن ابیطالب علیه السلام را معرفی کرد، هر امامی نیز باید امام پس از خود را معرفی نماید. نشانه‌ی دیگر آن است که هر چه از او می‌پرسند، جواب بدهد و از هیچ چیز بی‌خبر نباشد. نشانه‌ی دیگر اینکه هرگز در دفاع از حق سکوت نکند، از حوادث آینده خبر بدهد و به همه‌ی زبان‌ها سخن بگوید."
سپس فرمود:"هم اکنون نشانه‌ای به تو می‌نمایم که قلبت مطمئن شود."
در همین حال مردی خراسانی وارد شد و شروع کرد به عربی سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسی داد. مرد خراسانی گفت:" من خیال می‌کردم فارسی متوجه نمی‌شوید."
امام فرمود:"سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضیلتی بر تو دارم؟" سپس فرمود:"امام کسی است که سخن هیچ فردی بر او پوشیده نیست. او کلام هر شخص و هر موجود زنده ای را می فهمد. امام با این نشانه‌ها شناخته می‌شود و اگر اینها را نداشته باشد، امام نیست."
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 47 از قرب الاسناد.
*امام کاظم علیه السلام و معجزه نجات یکی از یاران
علی بن صالح طالقانی گوید: در یک سفر دریائی کشتی ما دچار طوفان شد و تمام افراد غرق شدند. من نیز به تخته ای چسبیده بودم و سه روز با مرگ دست و پنجه نرم می کردم تا به لطف الهی امواج دریا مرا به جزیره سرسبزی انداخت، از شدت خستگی از حال رفته بودم، سرانجام از سر و صداهای مبهمی وحشتزده از جای جستم. دیدم دو حیوان عجیب و غریب به جان هم افتاده و سر و صدا می کنند، چشمشان که به من افتاد به داخل دریا جهیدند، در این هنگام پرنده عظیمی که در حال فرود بود توجه مرا جلب نمود، این پرنده در دامنه کوهی که نزدیک من بود برابر غاری بر زمین نشست حس کنجکاوی من تحریک شد، برای تماشای بهتر این پرنده غول پیکر برخاستم و خود را لابه لای درختان پنهان کردم و به او نزدیک شدم ولی وقتی وجود مرا حس کرد بال گشود و پروازکنان دور شد. آهسته به غار نزدیک شدم، ناگهان از درون غار صدای تسبیح و ذکر شریف لا اله الا الله، الحمدلله الله اکبر و تلاوت قرآن به گوشم خوردخوشحال جلو رفتم، نزدیک درب غار که رسیدم، صدائی از درون غار بیرون آمد: ادخل یا علی بن صالح الطالقانی. (علی بن صالح طالقانی به فرما داخل، خدا تو را رحمت کند بکلّی ترس من زائل شد وارد شدم و سلام کردم.
مردی جلیل القدر، خوش سیما و درشت چشم نشسته بود که جواب سلام مرا داد و فرمود: خداوند ترا به تشنگی و گرسنگی و ترس امتحان فرمود و سرانجام بر تو مرحمت نمود، ترا از سختیها رهانید، من می دانم که در فلان ساعت سوار کشتی شدی و این مدّت در سفر دریائی بودی و در این تاریخ دچار حادثه شدی و سه روز سرگردان امواج بودی و تصمیم گرفتی به خاطر سختیها دست به خودکشی بزنی و خود را به دریا بیفکنی وغرق سازی، ولی پشیمان شدی و در فلان موقع نجات یافتی و نزاع آن دو حیوان دریائی بیدارت کرد و پرنده عظیم حواست را بدین جا جلب نمود، بیا بنشین، خدای ترا رحمت کند قصه عجیبی بود، گفتم: شما را به خدا قسم! احوال مرا از کجا دانستی؟ فرمود: خدای دانای غیب و شهود مرا مطّلع فرموده است، همو که همواره تورا می بیند سپس فرمود: گرسنه هستی و دعائی نمود که متوجه مضمون آن نشدم، فقط دیدم غذائی حاضر گشت. فرمود: بیا از روزی خدا بخور من هم خوردم، عجب غذائی تا کنون بدان خوبی نخورده بودم همچنین مرا به همان طریق آبی گوارا نوشاند و آنگاه دو رکعت نماز خواند و فرمود: دوست داری به شهر خود برگردی؟!
گفتم: چگونه چنین چیزی می شود؟ فرمود: کرامت خداوندی است که ما در حق دوستانمان می کنیم و سپس دعائی خواند که نفهمیدم و فقط قسمت کلمه الساعه الساعه (هم اکنون هم اکنون) را فهمیدم.
توده های ابری بر در غار دیده شد که تک تک نزدیک می آمدند و به صدای رسا می گفتند: سلام علیک یا ولی الله و حجته. او جواب می فرمود: علیک السلام و رحمه الله و برکاته ای ابر مطیع به کدام سمت میروی؟ ابر پاسخ می داد: فلان جا .سپس می پرسید: ابر رحمتی یا ابر بلا؟ بارش رحمت می بری یا بارش عذاب؟ابر پاسخ می داد. سرانجام ابر درخشان بزرگی پدیدار شد و پس از سلام و جواب،امام از او پرسید: کجا می روی؟ ابر پاسخ داد: طالقان . پرسید: ابر رحمتی یا ابر عذاب؟ گفت: ابر رحمت. فرمود: این امانت الهی را بخوبی تحویل بگیر و به طالقان برسان. ابر گفت: سمعا و طاعه، شنیدم و مطیع فرمانم. فرمود: فاستقری باذن الله علی وحدالارض. (با اذن الهی بر زمین قرار گیر) ابر بر زمین مستقر شد، او بازوی مرا گرفت و مرا بر فراز ابر نشاند. گفتم: شما را به خدای بزرگ و بحق رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و بحث سیدالوصیین امیرالمؤمنین و ائمه هدی علیهم السلام سوگند می دهم خود را معرفی کنید که سخت مورد مرحمت الهی هستی و جلیل القدر. فرمود: ای علی بن صالح، زمین هرگز به اندازه لحظه ای از حجّت الهی خالی نمی شود و همواره حجّت الهی در زمین خواهد بود یا به صورتی آشکار و یا به صورتی مخفی، من حجت ظاهر و باطن و حجت جاودان الهی و وصی رسول خدا در این زمان، موسی بن جعفر هستم. من متوجه امامت حضرت و پدرانش شدم. حضرت فرمان حرکت صادر نمود و ابر در زمان کوتاهی در کمال آرامش مرا در طالقان بر زمین گذاشت. وقتی خبر این جریان بگوش هارون الرشید ، خلیفه عباسی غاصب رسید، او را احضار نمود و ماجرایش را سؤال کرد وقتی علی بن صالح سرگذشت خود را تعریف نمود، هارون دستور قتل او را صادر کرد تا بخیال خود این معجزه حضرت را بپوشاند. فقتله الرشید و قال: لا یسمع بهذا احدا
منبع:بحار الانوار، ج 48، ص 39، از مناقب.


نوشته : هادي    نظرات :

«عتبات عالیات »، پیوسته شوق برانگیز بوده است و گوهری که در «کاظمین »مدفون است، همواره دلهای مشتاق را ربوده است.

آنچه در این شهر، کهربای جان زائر است، مرقد دو حجت الهی، دو امام بزرگوار،امام موسی بن جعفر و امام جواد(علیهما السلام ) است، نه آثار باستانی این شهر،نه سابقه دیرین این دیار که به پیش از میلاد مسیح می رسد و نه به خاطر آنکه روزی به نام «مقابر قریش » شهرت داشته است و نه به خاطر آنکه این گورستان قریش راپس از بنای بغداد در سال 164 هجری به دست منصور دوانیقی در غرب این پایتخت عباسی بنا کردند و نام قدیمش «شونیزیه » بوده است.

هر چند امروز هم هر کس در گوشه و کنار این دیار بچرخد، به بقایای بناهای باستانی برمی خورد که از روزگاران کهن مانده است و شکوهی تامل برانگیز دارد;لیکن پرجاذبه ترین اثر ماندگار این سرزمین، مرقد منور فرزندان فاطمه، دو امام معصوم از نسل رسول خدا(ص) است که چون نگینی مکرر، زینت بخش این شهر است.

آرمیده این حرم

از آن پس که امام کاظم(ع) در 25 رجب 183 هجری در 55 سالگی درتربت پاکش آرمید، سپس امام جواد(ع) در آخر ذی قعده 220 هجری در این شهر به خاک سپرده شد، این شهر به تدریج به «کاظمین » شهرت یافت. این دو نور، هر دوجلوه ای از یک حقیقت ناب بودند. بدین سبب این حرم شریف را حرم کاظمین و حرم جوادین هم گفته اند، چرا که امام کاظم، همان امام جواد است و هر دو، هم کاظمندو هم جواد. هر دو «باب الحوائج » و برآورنده نیازهای سائلان و متوسلانند.

زیارت مرقد امام کاظم(ع) در روایات، همپای زیارت پیامبر و امیر مومنان وسیدالشهدا(ع) به حساب آمده است. در دورانهایی هم همچون کربلا، مورد سختگیری سلطه های جور بوده و زیارت قبر این دو امام، آسان و بی خطر نبوده است.

از امام رضا(ع) می پرسند: پاداش کسی که قبر پدرت را زیارت کند، چیست؟ پاسخ می دهد: بهشت! پس آن را زیارت کن. در روزگاری که دیواری بر مقابر قریش احاطه داشته و قبر امام به آسانی در دسترس نبوده است و مخالفان اهل بیت نیز در این شهر سیطره داشته اند، امامان به لحاظ تقید دستور می دادند که شیعیان از پشت دیوار، زیارت کنند.

حسین بن یسار واسطی که فضیلت زیارت امام کاظم(ع) را از حضرت رضا(ع) می شنود که همتای زیارت حضرت رسول است، می پرسد: «اگر بیم داشته باشم و نتوانم وارد آنجاشوم؟ ...» حضرت می فرماید: «از پشت دیوار سلام بده.» به مرور زمان، بر مزاراین دو امام، قبه و بارگاهی بنا شد. در سال 336 هجری به دستور معزالدوله، حرم کاظمین تجدید بنا گردید، با ساختمانی نو و ضریح و دو گنبد که بر روی قبرساختند و دیواری پیرامون آن کشیدند.

سابقه تاریخی کاظمین، نشان از خراب شدن های مکرر دارد، چه با سیلهای متعدد وطغیان آب، چه با هجوم فتنه گران به این شهر و قتل عام و غارت و تخریب. اما هربار، باز هم مرمت و آبادان شده و محل سکونت مردم گشته است.

در قرن پنجم، در اواخر حکومت آل بویه، حرم شکوه و موقعیت و آراستگی بیشتری یافت و مرقد کاظمین، جاذبه های معنوی فراوانی برای زیارت و سکونت در اطراف این حرم نورانی پیدا کرد.

وضع کنونی

اینک حرم کاظمین، با دو گنبد طلایی و چهار گلدسته زرین، ضریحی زیباو مقدس را در بر گرفته است که درون آن، دو قبر مقدس از دو امام معصوم است،همچون صندوقی که دو گوهر نفیس را در خود نهان دارد.

آمیختگی هنر و دین و تلاقی ذوق هنری و احساس معنوی و عشق به اهل بیت را که درهنر مسلمانان تجلی یافته است، در مجموعه حرم کاظمین می توان دید.

روزی که به دستور هارون الرشید، امام کاظم(ع) به دست سندی بن شاهک با خرمای زهرآلود در زندان مسموم و شهید شد و آنگاه پیکرش را روی «جسر بغداد» نهادند،سپس شکوهمندانه تشییع شد و در غرب بغداد، در مقابل قریش به خاک سپرده شد، آری.. . آن روز تصور نمی رفت که این مدفن پاک، روزی مزار عاشقان صاحبدل گردد.

جاذبه قداست

کاظمین از دیرباز مورد توجه خاص پیروان حق بوده است و شخصیتها وعالمانی فرزانه در آن زیسته و در گذشته و به خاک سپرده شده اند. فقها و علمای بزرگی هم در آنجا تلاش عملی داشته و حوزه علمیه برپا داشته اند و در مبارزات عظیم بر ضد دشمنان اسلام و مهاجمان به وطن اسلامی، قامت مردانگی افراشته اند.

از مدفونین در آستانه مقدسه کاظمین، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 «ابن قولویه قمی » (متوفای 368 ه) که پیش پای امام کاظم(ع) مدفون است.

2 «شیخ مفید» (متوفای 413 ه) که استاد سید رضی و سید مرتضی و ازبرجسته ترین شخصیتهای شیعه بود.

3 «خواجه نصیر طوسی » (متوفای 672 ه) که در سردابی در حرم موسی بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد. و این بنا به وصیت خودش بود که در حرم کاظمین دفن شود.

4 «فرهاد میرزا» (متوفای 1305 ه) مولف قمقام زخار در تاریخ شهادت امام حسین(ع).

و ... بسیاری دیگر از چهره های با ایمان و نیکان و صالحان.

امید است که توفیق زیارت این مرقد و مزار نورانی با گشوده شدن راه عتبات عالیه به روی شیفتگان اهل بیت، نصیب همه علاقه مندان گردد. آمین.

عکس ها در ادامه مطلب ( عکس های بسیار زیبا در مورد گنبد های کاظمین)



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :

آشنایی با زینب سلام الله علیها

حضرت زینب

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

امام سجاد(ع) :اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است

هوش و ذكاوت

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

فصاحت و بلاغت

میلاد حضرت زینب (س)

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: (اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة) یعنى:

اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان اسلام، بیدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده " بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامی و قرآنی سیراب گشت. رسالت راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت.

زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است. این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمن حضور در كاروان اسرای كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور در كاخ برخی حكمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاكید برحقانیت طریق آل محمد بر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان كشیدند.

صدیقه توانا، عقلیه دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، حضرت زینب كبری(س) است. همو كه در بزرگواری و كرامتش بسیار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و كوبنده دژخیمان زورگو است.

زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است. این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد.

ایثار، فداكاری، وزانت عقل، صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم های جانكاهی كه به او وارد آمده است، از او چهره یك شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می گردد این چراغ فروزان، نورافكن جهانیان و نسل های آینده خواهد بود.

كرامات

حضرت زینب (س)

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نویسد:

ïشیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء : و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

وفات آن حضرت:

حضرت زینب سلام ا... علیها، شیرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اینك زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى باشد.

نوشته : هادي    نظرات :

«بسم الله الرحمن الرحيم»

روزى رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به دخترش فرمود:

در روز جمعه ساعتى وجود دارد كه هر كس در آن ساعت چيزى را از خداوند بخواهد، عطايش مى‏نمايد.

حضرت فاطمۀ زهرا(سلام الله علیها) از پدرش دربارۀ اين ساعت پرسيد و پيامبر(صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: آن هنگامى است كه نصف خورشيد غروب كرده و نيمۀ ديگر آن نمايان است.

هنگامى كه فاطمه(عليها السّلام) اين سخن را شنيد به يكى از خدمتكاران خود فرمود كه به هنگام غروب خورشيد در روز جمعه مراقبت نمايد، و هر گاه مشاهده كرد كه نيمى از خورشيد غروب كرده وى را مطّلع نمايد، و چون از اين موضوع اطّلاع پيدا مى‏كرد به دعا و راز و نياز با خداوند مى‏پرداخت‏.

منبع: زندگانى حضرت زهرا عليها السلام، ص: 935

 

در ساعت آخر روز جمعه، چه دعایی بهتر و بالاتر از تعجیل در ظهور یوسف فاطمه؟

اگر خورشید از چشمان ما پنهان است،

تقصیر ابرها نیست...

چشمان ما باران نخورده است...!

التماس دعا

نوشته : حسين    نظرات :

 

به مناسبت میلاد امام جواد(ع)

حضرت امام محمد تقي جوادالأئمه (ع )

امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .
القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي تقي از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگي آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقي (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
مأمون خليفه عباسي که همچون ساير خلفاي  بني عباس از پيشرفت معنوي و نفوذ باطني امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعي  کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد .
" از اينجا بود که مأمون نخستين کاري که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبي  دايمي و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهاي دايمي که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگي  برده است ، در تاريخ معروف است ...

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه متن ...
نوشته : حسين    نظرات :

شاهکار اسطوره تلاوت مصر

 

درست یادم نیست که در کدام یک از نوشته های  مربوط به شاعر و متفکر بزرگ پاکستان، علامه اقبال لاهوری، خواندم که گفته بود به هنگام قرائت قرآن، حال خود را به گونه ای تصور کن که گویی آیات کلام حق، اینک بر جان تو فرود می آید و تو تنها مخاطب مستقیم سخن پروردگارهستی. 

شاید استاد عبدالباسط، صاحب این حنجره طلایی که اینک ترنم داوودیش فراتر از هر نسیم روح بخشی گوش جانتان را می نوازد، آن روز که در حرم مقدس امام موسای کاظم - درود عرشیان و فرشیان بر او- سوره حشر را تلاوت می کرد خود را در چنین فضایی مجسّم می دید که آوایش اینگونه آفاق جهان را در نوردید و برای ابد جاودانه شد.

نغمه لاهوتی و سرمست کننده این استاد بلند آوازه در دلهای آماده و روحهای آزاده چنان اثر می گذاشت که صدها نفر از خیل اهل کتاب را به سوی دین مبین اسلام رهنمون می ساخت.

در تلاوت های ماندگار او اما، سوره حشر الحق که میراثی جاودانه است.

درباره این تلاوت از استاد پرسیده اند که آیا چون در مجلس پادشاه عراق تلاوت می کردی اینگونه زیبا و دلنشین خواندی؟

پاسخ استاد که نشان از میزان توجه و علاقه وافر او به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام داشت چنین بود:

"من در مجالس کثیری از پادشاهان بلاد مختلف قرآن خوانده ام اما هیچ کدام چنین تاثیر گذار نبود بلکه حضور در بارگاه مقدس یک امام، موسی کاظم علیه السلام، بود که این حس و حال روحانی را برای من ایجاد کرد و من پیش از تلاوتم از ان امام همام اذن گرفتم".*

(این تلاوت دلکش و جان نواز، هدیه برای گوشهای زیباپسند شما)

*این خاطره را استاد موسوی بلده مولف کتاب "حلیة القرآن" و نیز استاد ابوالقاسمی در برنامه "طارق تلاوت" که به منظور بزرگداشت درگذشت شیخ عبدالباسط  از رادیو قرآن پخش گردید بیان کردند.

نوشته : هادي    نظرات :
مواعظی از لسان از آیت الله بهجت

کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.

هدف از خلقت چیست؟

آرامش در مانی

غرض از خلق، عبودیت است: «و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 » و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.

و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».

 

برای دریافت کمالات ، باید دوست خداوند باشیم !

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.

پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.

 

کیمیای سعادت چیست ؟

کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.

راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.

آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.

کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند

تنها در پی مطالبه نصیحت نباشیم !

گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ

                                             در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

بارها گفته ام و بار دگر می گویم: «کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »

جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:

1- « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).

آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.

2- همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »

بهجت

با خوبان معاشرت کنید !

از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات و غیر آنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.

و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد: « جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »

 

تنها گناهان بزرگ ، معصیت نیست!

بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.

 

خود را از وزر و بلا دور کنید!

کسی که به خالق و مخلوق، متیقن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء صلوات الله علیهم، جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید، و در عبادات، «قلب» را از غیر خدا، خالی نماید، و فارق القلب، نماز را که همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود می داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق می داند با او موافق، [و] لعن نماید ملعون او را، و ترحم نماید بر مرحوم او و لو علی سبیل الاجمالی؛ هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وِزر و بالی را واجد نخواهد بود.

 

بالاترین ذکر ، ذکر عملی است!

هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست.» و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون «مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.

تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید

از نمازهایتان را حفاظت کنید!

من کلام علی علیه السلام: « إعلم أن کل شیء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چیزی از عمل تو تابع نماز توست »؛

علیکم بالمحافظة علی الصلوات الخمس فی اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إلیه تعالی فیها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالی: بر شما باد به محافظت بر نمازهای پنج گانه در اولین وقتهای آنها؛ و بر شما باد به روی نمودن و توجّه با تمام وجود بسوی خدای تعالی؛ { در این صورت } سعادت را از دست نخواهید داد.

 

عمل کنید و به گفتن " التماس دعا " اکتفا نکنید!

جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.

تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: «کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.

بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.

بعضی «التماس دعا » دارند، می گوییم «برای چه؟» درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »

دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد .

 

پی مصلحت، مجلس آراستند

نشستند و گفتند و برخاستند!

خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم. آنچه می دانیم را عمل کنیم ، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاطداشته باشیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد. به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.

 

 به آنچه می دانید عمل کنید !

آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سؤال می شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده اید، عمل کرده اید، یا نه؟

آیا می دانید که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید؟ »

آیا باید دعوت به حق، از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده: «با اعمال خودتان، دعوت به حق بنماید؟ »

آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم، یا آنکه یاد بگیریم؟

آیا جواب این سؤالها از قرآن کریم: ( والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم یعلم » و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم »، روشن نمی شود؟

نباشیم از آنها که گفته اند:

پی مصلحت مجلس آراستند

نشستند و گفتند و برخاستند!

 

مواظب باشیم در آخرت پشیمان و غصه دار نشویم !

مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.

خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند.

نوشته : هادي    نظرات :
نمایی از سیره و سیمای امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری علیہ السلام

امام حسن عسکری (ع) در سال 232 هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والاگهرش سوسن یا سلیل، زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد. این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد.

کنیه آن حضرت ابامحمّد بود.

 

صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع)

امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشم‌های درشت و پیشانی گشاده داشت. دندان‌ها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت. امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی با شکوه و وقار و مفسری کم مانند برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد.

 

دوران امامت

به طور کلی دوران عمر 29 ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می‌گردد: دوره اول 13 سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.

دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت.

دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می‌باشد.

دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلند پروازی‌هایی داشتند.

امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد، امّا آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گرائیده بودند. وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می‌گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شب‌ها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی‌گوید.

حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آن‌ها مراجعه می‌نمودند - کمتر معاشرت می‌کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می‌بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند،

عبیداللّه خاقان وزیر محمّد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می‌کرد به احترام آن حضرت بر می‌خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می‌نشانید. پیوسته می‌گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده‌ام، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.

پسر عبیداللّه خاقان می‌گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می‌پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می‌یافتم. می‌دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می‌باشند.

مرقد مطهر حضرت امام حسن عسکری

با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی‌فرمود، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقاف شیعه، به دست کسانی سپرده می‌شد که دشمن آل محمّد (ع) و جریان‌های شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود. چنانکه نوشته‌اند که احمد بن عبداللّه بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت علیهم السلام رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.

(نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می‌زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا) ع معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت‌ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می‌کرد، و لحظه‌ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی‌کرد.

اینکه گفتیم : حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آن‌ها مراجعه می‌نمودند - کمتر معاشرت می‌کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می‌بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آن‌ها عجیب نیاید. باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از 29 سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راه‌های دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می‌رسیدند بر جای گذاشت.

در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته‌های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام گردید.

در قدرت علمی امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه ور بود - نکته‌ها گفته‌اند. از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر ردّ قرآن نوشته بود سوزانید و به عده از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت در آمد.

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری نوشته‌اند.

عبیداللّه خاقان وزیر محمّد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می‌کرد به احترام آن حضرت بر می‌خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می‌نشانید. پیوسته می‌گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده‌ام، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است

در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد.

امام حسن عسكری

یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند؛ و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.

و این کارها را برای آن می‌کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن 29 سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود.

بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او می‌کردند...

این جستجوها و پژوهش‌ها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می‌پیوست، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آن‌ها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه‌های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می‌کردند، و جستجو می‌نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.

امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد، امّا آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گرائیده بودند

به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می‌شد. حتی قابله‌هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد.

علت شهادت آن حضرت را سمی می‌دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد، از کردار زشت خود پشیمان شد. به ناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ویژه در مأموریت‌هایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بود، برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزی‌های ظاهری هدف دیگری داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آن‌ها از حقیقت ماجرا بود.

بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.

نوشته : هادي    نظرات :
ارزش و جایگاه اربعین حسینی از دیدگاه مقام معظم رهبری

اربعين

 

اهمیت اربعین از کجاست؟ صرف این که چهل روز از شهادت شهید می‌گذرد، چه خصوصیتی دارد؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است. شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می‌افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می‌شدند، اما بنی امیه موفق می‌شدند همان‌طور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند، یاد آن‌ها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند. ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده‌ای برای عالم اسلام داشت؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می‌گذاشت، آیا این خاطره در تاریخ هم، برای نسل‌های بعد هم، برای گرفتاری‌ها و سیاهی‌ها و تاریکی‌ها و یزیدی‌های دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت؟ اگر حسین شهید می‌شد، اما مردم آن روز و مردم نسل‌های بعد نمی‌فهمیدند که حسین شهید شده، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می‌توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملت‌ها و اجتماعات و تاریخ بگذارد؟

 

می بینید که هیچ اثری نداشت، بله حسین که شهید می‌شد، خود او به اعلی علیین رضوان خدا می‌رسید، شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت، در سکوت، در خاموشی شهید شدند، به اجر خودشان در آخرت رسیدند، روح آن‌ها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد، اما آیا چقدر درس شدند، چقدر اسوه شدند، درس، آن شهیدی می‌شود که شهادت او و مظلومیت او را نسل‌های معاصر و آینده او بدانند و بشنوند، درس و اسوه آن شهیدی می‌شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود، مظلومیت یک ملت آن وقتی می‌تواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملت‌ها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود، این مظلومیت به گوش انسان‌های دیگر برسد، برای همین است که امروز ابرقدرت‌ها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود، برای همین است که حاضرند پول‌های گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد، با چه انگیزه‌ای، با دست که، با تحریک که. آن روز هم دستگاه‌های استکباری، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت این که نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملت‌های بعد باقی نماند و شناخته نشود. البته در اوایل کار درست نمی‌فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است. هر چه بیش تر گذشت، بیش تر فهمیدند.

 

در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی علیه السلام را ویران کردند، آب انداختند، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند. نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است، شهادت بدون خاطره، بدون یاد، بدون جوشش خون شهید، اثر خودش... را نمی‌بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست. حالا چه در اربعین اول، خانواده امام حسین علیه السلام به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند. اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند؛ جابربن عبدا... انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر، از یاران امیر المومنین و آمدند آن‌جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته‌ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد. یک چنین روز مهمی است روز اربعین.

 

... اساساً اهمیت اربعین در آن است كه در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این كار پایه‏گذارى گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت كمر نبندند، نسل هاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده‏ زیادى نخواهند برد.

 

درست است كه خداى متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه مى‏دارد و شهید به طور قهرى در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعى‏یى كه خداى متعال براى این كار - مثل همه‏ كارها - قرار داده است، همین چیزى است كه در اختیار و اراده‏ ماست. ما هستیم كه با تصمیم درست و بجا، مى‏توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه شهادت را احیا كنیم و زنده نگه داریم.

 

رمز زنده‏ ماندن واقعه‏ عاشورا

 

اگر زینب‏كبرى‏(سلام‏ ا...‏ علیها) و امام سجّاد(صلوات ‌ا...علیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت كربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سال هاى متمادى كه این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نكرده بودند و حقیقت فلسفه‏ عاشورا و هدف حسین‏بن‏على و ظلم دشمن را بیان نمى‏كردند، واقعه‏ عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ماند.

 

چرا امام صادق(علیه‏الصّلاة والسّلام) - طبق روایت - فرمودند كه هر كس یك بیت شعر درباره‏ حادثه‏‌ عاشورا بگوید و كسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟ چون تمام دستگاه هاى تبلیغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگه داشتن مسأله‏ عاشورا و كلاً مسأله‏ اهل‏بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این‏گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرت هاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‏آمیز مى‏كردند. در چنین فضایى، مگر ممكن بود قضیه‏ عاشورا - كه با این عظمت در بیابانى در گوشه‌ای از دنیاى اسلام اتفاق افتاده - با این تپش و نشاط باقى بماند؟ یقیناً بدون آن تلاش ها، از بین مى‏رفت.

 

آن چه این یاد را زنده كرد، تلاش بازماندگان حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) و یارانش به‌عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‏السّلام) و بقیه‏ بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آن ها، صحنه‏ نظامى نبود؛ بلكه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نكته‏ها باید توجه كنیم.

 

درسى كه اربعین به ما مى‏دهد، این است كه باید یاد حقیقت و خاطره‏ شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت... تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافته‏ها را عوض كرد. حق، این گونه است.

 

نوشته : هادي    نظرات :

عاشقان عیدتان مبارک

عید غدیر بر تمامی شما علی دوستان عزیز مبارک باد


عید الله الاکبر مبارک


نوشته : هادي    نظرات :
داستان غدير خم و اعمال غدير

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.

 داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان ...

بقيه در ادامه مطلب...



ادامه متن ...
نوشته : حسين    نظرات :
خطبه تاریخی بانوی اسلام(س) در  مسجد پیامبر(ص)

بعد از رحلت پيامبر اسلام(ص) طوفان عجيبي سراسر جهان اسلام را فرا گرفت، و كانون اين طوفان مركز خلافت بود، سپس به هر چيز كه به نحوي با آن ارتباط پيدا مي‌كرد منتقل شد. از جمله حكم مصادرة سرزمين فدك كه از سوي پيامبر اسلام(ص) به دخترش فاطمه(س) بر اساس مصالح مهمي واگذار شده بود, از سوی نظام حاكم صادر شد.
فاطمه(س) كه مي‌ديد اين تجاوز آشكار، توأم با ناديده گرفتن بسياري از احكام اسلام در اين رابطه، جامعه اسلامي را گرفتار يك انحراف شديد از تعاليم اسلام و سنت پيامبر(ص) و گرايش به برنامه‌هاي جاهلي مي‌كند، و از سوي ديگر مقدمه‌اي براي خانه نشين كردن امير مؤمنان علي(ع) و محاصره اقتصادي ياران اوست، به دفاع از حق خويش پرداخت و با تمام وجود خواستار بازگشت اين حق مغصوب شد.
بانوي اسلام(س) برخاست و با جمعي از زنان بني‌هاشم به مسجد آمد تا در برابر توده‌هاي مسلمان، و سران مهاجر و انصار گفتني‌ها را بگويد، و اتمام حجت كند، و بهانه‌هاي ادامه اين غصب عجيب را بگيرد، و در ضمن، صفوف وفاداران به اسلام را از مدعیان آشكار سازد.



ادامه متن ...
نوشته : رضا    نظرات :
سیمای حضرت مهدی(ع)درکلام نبوی(ص)

پيامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامل‌يافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ و درخشان‌ترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگي‌هاي سياسي از ويژگي‌هاي بارز پيامبر اكرم(ص) است.1
جلوة آشكار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است.
احاديث بسياري از چنين شخصيتي وجود دارد كه به بيان اسامي و ويژگي‌هاي اهل بيت گرامي‌اش مي‌پردازد. هنگامي كه مي‌خواهد از كسي صحبت كند كه او را هم‌نام خود معرفي مي‌كند2 مي‌فرمايد: آگاه باشيد كه هر كس (از پيامبران و امامان) پيش از او،‌ نويد آمدنش را داده‌اند، آگاه باشيد كه او برگزيدة و انتخاب‌شدة خداوند است، آگاه باشيد كه او آنچه بگويد از پروردگارش مي‌گويد و هشداردهنده به امر ايمان است.3 و مردم را به ياري، اطاعت و پيروي از او فرا مي‌خواند. هماني كه خداوند متعال تمام معجزات انبياء و اوصياء(ع) را به دست مباركش جاري مي‌سازد.4پيامبر رحمت و رأفت  دربارة اسامي حضرت مهدي(ع) بياناتي دارند كه به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره مي‌كنيم:



ادامه متن ...
نوشته : رضا    نظرات :
نوشته : هادي    نظرات :
چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود :
 ماه شعبان
 اى گروه اصحاب من مى دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله مى فرمود شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود بحقّ آن خدايى که جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى کنم که از پدرم حسين بن على عَليهَاالسَّلام شنيدم که فرمود شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام که هر که روزه دارد شعبان را براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا دوست دارد خدا او را و نزديک گرداند او را به کرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند و شيخ روايت کرده از صفوان جمال که گفت فرمود: به من حضرت صادق عليه السلام که وادار کن کسانى را که در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان گفتم فدايت شوم مگر مى بينى در فضيلت آن چيزى فرمود بلى بدرستى که رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله هرگاه مى ديد هلال شعبان را امر مى فرمود مُنادى را که ندا مى کرد در مدينه اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله بسوى شما مى فرمايد آگاه باشيد بدرستى که شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسى را که يارى کند مرا بر ماه من يعنى روزه بدارد آن را پس گفت حضرت صادق عليه السلام که اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود که فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى که شنيدم منادى رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله ندا کرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى که حيات دارم ان شاء الله تعالى پس مى فرمودکه روزه دو ماه که شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا و روايت کرده اسماعيل بن عبد الخالق که گفت بودم نزد. حضرت صادق عليه السلام که در ميان آمد ذکر روزه شعبان حضرت فرمود که در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتى آنکه مردى مرتکب خون حرام مى شود پس روزه مى گيرد شعبان را نفع مى بخشد او را و آمرزيده مى شود.
نوشته : هادي    نظرات :
پیامک ها ( اس ام اس ) های ولادت امام حسین علیه السلامپیامک امام حسین (ع)

 

 

 

وادت سه نور ولایت بر شما مبارک

ماه میلاد سه پرچم دار عشق

دلبر و دلداده و دلدار عشق

ماه میلاد سه ماه عالمین

سید سجاد و عباس و حسین(ع)

.

.

.

سه نور آمد به عالم پر ز احساس

معطر هر سه از عطر گل یاس

سه نور تابناک آسمانی

حسین بن علی ، سجاد و عباس

.

.

.

دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است

قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است

سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب

نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

.

.

.

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

.

.

.

میلاد گل رسول و زهرا و علی است / زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است

ما را دگر از روز جزا بیمی نیست / چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

.

.

.

بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید / عطر فردوس هم آغوش صبا می آید

نوگل مصطفوی ، زینت باغ علوی / مظهر پنج تن آل عبـــــــــــــا می آید . . .

.

.

.

ولادت امام حسین (ع)

ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی / در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت / مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی . . .

.

.

.

اشکها بین که از این خنده بدامان دارد / ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام

بهین جشن و سرور شیعیان است / دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری

سرور معنوی بر پاست هر جا / سلام ای صفای دل عاشقان . . .

.

.

.

ولادت حضرت عباس (ع)

مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است / هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت

از دامـن ام البنین ماهی عیان است / کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست . . .

.

.

.

 

شب به کاخ مرتضى ماهى پدیدار آمده

ماهى که پیش نور وى خورشید و مه تار آمده

ماهى که بر حسن صدها خریدار آمده

اى طالب دیدار مه هنگام دیدار آمده

فلاکیانش سر به سر حیران رخسار آمده

اکو نور بخش عالم و، هم نور الاءنوار آمده

.

.

.

چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد

چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد

چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم

چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد

.

.

.

ولادت امام سجاد علیه السلام

سلام اى چارمین نور الهى

کلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى که در بزم مناجات

خدا مى‏ کرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند

تو را سجده گزاران مى‏شناسند

.

.

.

جشن میلاد امام چارمین آمد پدید

روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پدید

درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن

حضرت سجّاد زین العابدین آمد پدید

.

.

.

چو خورشید جمالش مشرق از برج کمال آمد

خدا را شد جلوه گر بر خلق اشراق جمال آمد

شد از برج عبودیت عیان شمس ربوبیّت

تجلّى جمال آن جا تجلّى جلال آمد

نوشته : هادي    نظرات :
زندگینامه و بیوگرافی امام حسین علیه السلام به مناسبت ولادت آن امام همام امام حسین (ع)

 

 

 

نام : حسین

لقب : سید الشهداء

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ ولادت : 3 شعبان

محل ولادت : مدینه

مدت امامت : 11 سال

مدت عمر : 57  سال

تاریخ شهادت : 10 محرم

علت شهادت : عدم بیعت با یزید

نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن

محل دفن : کربلا معلی

 

 

امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان  دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را  درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند.  و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)  امامت شیعیان را بر عهده گرفت .


امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به
گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری
»
میلاد

 


 

در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :
وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.
 


پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار

حضرت امام خمینى ره نیز در سوم شعبان سال 1358  به مناسبت ولادت امام حسین( ع ) در پیامی  سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.

بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارك سوم شعبان المعظم را كه روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام است به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريك عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهدا كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداكارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداری اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداری از عدالت باشد.پاسداری از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداری از عدالت کند
...

 

نوشته : هادي    نظرات :
دانلود مولودی ولادت امام حسین علیه السلام مجوعه ای از زیباترین مولودی های مربوط به ولادت امام حسین تقدیم به تمامی کاربران عزیزولادت امام حسین (ع)

 

برای دانلود بر روی دکمه play کلیک کنید

 

Play مهدی اکبری عشق حسین فاطمه دل خوشی زندگیمه 1

Play

سید مجید بنی فاطمه اگه چشمات خمار عشق 2

Play

روح الله بهمنی زندگی بی حسین برام حروم 3

Play

جوادی خزونه باغ دلم دوباره به هوای تو بهاری 4

Play

سعید و محمد حسین حدادیان انقدر دوست داره حق تعالی 5
Play سعید و محمد حسین حدادیان زمین شد امشب پر از فرشته 6
Play سعید و محمد حسین حدادیان ای دل نواز قاری قران خوش امدی 7
Play سعید و محمد حسین حدادیان دل به تب و تاب اومده  ، گوهر نایاب اومده 8
Play سعید و محمد حسین حدادیان دل ملائک رو برده تو سینه عرش خدا 9
Play سعید و محمد حسین حدادیان سالار زینب ابی عبدالله 10
Play حسین سیب سرخی همه ی هستیمو مدیون چشاتم    می دونی 11
Play حاج مهدی سلحشور اگه این مبطلات حق داره به ولا 12
Play حاج مهدی سلحشور آقام ابا عبدالله الحسین 13
Play سلحشور و میرداماد وقتی که اسم تو می آد ... 14
Play احد قدمی زکربلا اومدم این دل جا مونده تو حرمت 15
Play سید مهدی میرداماد امیرم  الهی برات بمیرم 16
Play عبدالرضا هلالی روح الله تويی   عين الله توي 17

 


 

نوشته : هادي    نظرات :

دانلود گلچین مدیحه سرایی و مولودی از مداحان اهل بیت به مناسبت عید مبعث پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد (ص)عید مبعث

 

 

دانلود ۷۷ قطعه مولودی درباره و درمورد مبعث رسول اکرم حضرت محمد (ص)

 

 

دانلود مولودی های مبعث و بعثت رسول اکرم (ص) از محمد طاهری

در آسمانها غوغا محفل شادی برپا

یا رسول الله یا محمد

مدیحه رسول اکرم

شد آسمانها غرق نور مکه پر از شادی و نور

امشب از سوی عالم بالا

یا محمد یا محمد یا رسول الله

دانلود مولودی به مناسبت مبعث پیامبر اکرم و اعظم (ص) از حاج سعید حدادیان

 

مدیحه رسول اکرم

امشب ای ساقی

ای گل نیکو شمایل

دانلود مولودی ویژه جشن مبعث حضرت رسول اکرم (ص) از حاج محمود کریمی

بَلغَ العُلی بکمالِهِ کشفَ الدُجی بجَمالِهِ

مولا مولا یا رسول الله

هر چه خوبیست حق تعالی داده برما

دانلود مولودی های مبعث حضرت محمد مصطفی (ص) از حاج احمد نیکبختیان

ای مبارک از قدومت هر دو عالم یا محمد

یا رسول الله یا رسول الله

دانلود مدیحه و مولودی های مخصوص مبعث پیامبر اعظم حضرت رسول اکرم (ص) از حاج مجید بنی فاطمه

ابا زهرا مولانا رسول الله

دانلود مداحی و مولودی برای روز مبعث از حاج مهدی اکبری

آبروی شاه عالم - اکبری

دانلود مداحی های شاد و مولودی های مخصوص عید بزرگ مبعث پیامبر اکرم (ص) از مداحان مختلف

مدیحه 1       مدیحه 2       مدیحه 3      مدیحه 4       مدیحه 5       مدیحه 6

مدیحه 7       مدیحه 8       مدیحه 9      مدیحه 10     مدیحه 11      مدیحه 12

مدیحه 13     مدیحه 14     مدیحه 15     مدیحه 16     مدیحه 17      مدیحه 18

مدیحه 19     مدیحه 20     مدیحه 21     مدیحه 22     مدیحه 23      مدیحه 24

دانلود مداحی و مولودی به مناسبت مبعث پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)

مولودی خوانی و کف زنی های مخصوص و ویژه جشن مبعث رسول اکرم (ص)

 حاج منصور ارضی - سال 86

شب مبعث رسول اکرم (ص) 86 قسمت اول Play Download
شب مبعث رسول اکرم (ص) 86 قسمت دوم Play Download
شب مبعث رسول اکرم (ص) 86 قسمت سوم Play Download
شب مبعث رسول اکرم (ص) 86 قسمت چهارم Play Download
شب مبعث رسول اکرم (ص) 86 قسمت پنجم Play Download
سید محمد جوادی - سال 86
ای لبخندت از تبسم گلها ملیحتر Play Download
عمریه ای یار آسمونی اسم قشنگت رو لبمه Play Download
حاج مهدی میرداماد - مهدیه تهران - سال 85
ای گل نیکو شمایل، ناخدای کشتی دل Play Download
معاشران گره از زلف یار باز کنید Play Download
حاج احمد نیکبختیان - مهدیه تهران - سال 85
خوانند فرشتگان مکرر صلوات Play Download
روشن شده شهر مکه از نور سرمدی Play Download
حاج مجید بنی فاطمه
یا محمد یا رسول الله Play Download
حاج سعید حدادیان
بمدیحک طاب لی الکلموا Play Download
بعثت نبوی Play Download
پیامبر اعظم (ص) Play Download
امشب درمکه و مدینه Play Download
مقتدای دین احمد Play Download
حاج محمد طاهری
ختم رسل Play Download
حبیب خدا Play Download
یا رسول الله یا محمد Play Download
یا محمّد یا رسول الله Play Download
در آسمان ها غوغاست Play Download
یا ابا الزهرا مدد Play Download
حاج محمود کریمی
شب عشق نگار Play Download
مناجات شب تو Play Download
حافظ قرآن Play Download
از مداحان مختلف
چلچراغ کهکشان Play Download
ای گل داور Play Download
خاتم رسول Play Download
مکه از انوار روشن شده Play Download
می رسد بانگ یا رسول الله Play Download
محمد رسول الله 1 Play Download
محمد رسول الله 2 Play Download
صلی الله علیک یا رسول الله Play Download
یا حبیبی یا محمد Play Download
یا محمد یا رسول الله Play Download
یا رسول الله یا مصطفی Play Download
یا رسول الله مدد Play Download
قوالی 1 Play Download
قوالی 2 Play Download
قوالی 3 Play Download


نوشته : هادي    نظرات :

راز بزرگ رسالت

حضرت محمد (ص)

امواج خروشان تاریخ، گاهی اخبار سرنوشت‌سازی از رویدادهای آینده به همراه خود می‌آورند. اما اگر این پیش‌گویی‌ها با منبع وحی پیوند بخورد، اعتبار و نقشی تعیین کننده خواهد داشت. در این میان، مهم آن است که ما انسانها این امواج را به خوبی دریافت کنیم و هنگامی که با ترازوی منطق آنها را سنجیدیم، از صمیم قلب آنها را بپذیریم و خویشتن را برای رویدادنشان آماده نماییم. موضوع رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز جزو آن دسته از رویدادهای سرنوشت‌سازی است که پیش‌گویی آن، از مدتها قبل توسط منبع وحی در صفحات تاریخ نگاشته شده بود.

قرآن مجید با صراحت کامل می‌گوید: "اهل کتاب نام و خصوصیات او را در کتاب های خود می‌خوانند و می‌دانند که پیامبران آنان از ظهور و برانگیختن چنین رهبری گزارش داده‌اند." 1

از این رو دانشمندان یهود، راهبان مسیحی و کاهنان عرب پیش از بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، از نبوت آن حضرت خبر می‌دادند و مدرک آنان نیز همان کتاب های دینی و عهدین بود.

به همین خاطر و بر پایه‌ی همین پیش‌گویی‌ها، وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سال هفتم هجرت، نامه‌های دعوت به زمامداران جهان فرستادند؛ قیصر (فرمانروای روم)، واکنش جالبی به آن نشان داد که داستان آن را باهم مرور می‌کنیم.

وقتی نامه‌رسان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، نامه را به قیصر (فرمانروای روم) تسلیم کرد، زمامدار خردمند روم احتمال داد که نویسنده‌ی نامه، همان محمد موعود انجیل و تورات باشد. لذا دستور داد تا از خصوصیات زندگی وی اطلاعات دقیقی به دست آورند و هر کس از نزدیکان و یا از کسانی که از اوضاع وی اطلاع دارند را شخصا به حضور او بیاورند.

از قضا در همین زمان، ابوسفیان و دسته‌ای از قریش برای تجارت به شام آمده بودند. ابوسفیان اگر چه به خاطر حفظ موقعیت خویش، از سرسخت‌ترین دشمنان اسلام به شمار می‌آمد، اما پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از نزدیک می‌شاخت و از خصوصیات ایشان آگاه بود. لذا مأمور قیصر با او و همراهانش تماس گرفت و همه را به بیت المقدس و دربار پادشاه برد.

قیصر دستور داد که ابوسفیان پیش روی او بایستد و به سوالات او به دقت پاسخ دهد و همراهان او هم پشت سرش بایستند و مراقب سخنانش باشند تا اگر ابوسفیان به دروغ و یا خطا حرفی زد، سریعا به آن اشاره کنند. با این اوضاع، قیصر از ابوسفیان سؤالات زیر را مطرح کرد و ابوسفیان نیز پاسخ گفت:

قیصر: نسب محمد چگونه است؟

ابوسفیان: از خانواده ای شریف و بزرگ است.

قیصر: در نیاکان وی کسی هست که بر مردم سلطنت کرده باشد؟

ابوسفیان: نه

قیصر: آیا پیش از ادعای نبوت، از دروغ گفتن پرهیز داشت یا نه؟

ابوسفیان: محمد مرد راستگویی بود.

قیصر: چه طبقه ای از مردم از او طرفداری می‌کنند و به آیینش گرویده اند؟

ابوسفیان: اشراف با او مخالفند و افراد عادی و متوسط، هوادار او هستند.

قیصر: آیا پیروان او رو به افزونی‌اند؟

ابوسفیان: آری.

قیصر: آیا او در نبرد با مخالفان پیروز است یا مغلوب؟

ابوسفیان: گاهی پیروز است و گاهی با شکست روبرو است.

در این هنگام قیصر به مترجم خود گفت: به آنها بگو اگر این حرف‌های شما صحیح باشد، حتما او پیامبر آخر الزمان است. من در برابر او خضوع می‌کنم و برای او احترام قائلم.

در این میان یکی از نزدیکان قیصر خواست شیطنتی کند و گفت: محمد در نامه خویش، نام خود را بر نام تو مقدم داشته است. قیصر عصبانی شد و گفت: کسی که فرشته‌ی وحی بر او نازل می‌شود، شایسته است تا نام او بر نام من مقدم باشد.

سپس قیصر در پاسخ نامه‌ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نوشت: نامه‌ی شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم. من می‌دانستم که پیامبری خواهد آمد ولی گمان می‌کردم که این پیامبر، از شام خواهد برخاست ...2

« برگرفته از کتاب "راز بزرگ رسالت"، نوشته‌ی آیت الله جعفر سبحانی »

پاورقی‌ها:

1- آیات 146 سوره بقره، 157 سوره اعراف و 6 سوره صف، اشاره به این موضوع دارند.

2- تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 290.

نوشته : هادي    نظرات :

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد


محمد (ص)

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور

که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود

که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد

خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد

نوشته : هادي    نظرات :
پیامک ها و اس ام اس های sms عید مبعث برای تبریک آغاز پیامبری حضرت محمد (ص) تقدیم به تمام دوستان و کاربران عزیز وبلاگ بقیه الله (عج)عید مبعث

 

 

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)
عید مبعث مبارک

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)
ای که ندای” اذان” رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)
مبعث مبارک

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد
تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی
عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است … مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند … احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک.

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد .

نوشته : هادي    نظرات :
صحبت‌های آیت ‌الله بهجت درباره مسجد مقدس جمکرانآیت الله بهجت

افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند و نمی دانند که آن حضرت چه ‏التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند‏‎

زیاد به مسجد جمکران مشرف شوید با ادای نمازهایش.

عده ای از پاکان و نیکان صدای آن حضرت را در مسجد جمکران می شنوند‏.

افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی  خود به مسجد جمکران می روند و نمی دانند که آن حضرت چه ‏التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند‏‎.

‎‎مسجد جمکران نزد من از مسجد سهله کمتر نیست.‎

مسجد جمکران مورد عنایت است، بنابراین شایسته است مؤمنان آن را غنیمت بشمارند.‏

‎‎این سند مسجد جمکران می گویند یک خواب است. آقای بهجت فرمودند: اولا خواب نیست بلکه در بیداری حسن ‏مثله جمکرانی آمد و علائم را دید که امام زمان (عج) علامت گذاری کرده و بعد با حضرت حرف زده. ثانیا اینقدر در ‏مسجد جمکران شفا حاصل شده، حاجتها روا شده و ملاقاتها با امام زمان(عج) واقع شده که از حد تواتر هم گذشته ‏است‎.‎
نوشته : هادي    نظرات :

برترین آیه از منظر رسول خدا

آیة الکرسی

ابوذر در جلسه‌ای خصوصی از پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) در باره‌ی‌ برترین آیات پرسید. پیامبر فرمودند: "آ‌یة الكرسی."(1) ز‌یرا در آن آ‌یه‌ی‌ كر‌یمه، كلمه‌‌ شر‌یف "حی قیوم" ذكر شده است. همچنین گفته شده كه در آن اسم اعظم الهی است(2)، چنانكه در آن سخن از توحید و علم و قدرت مطلقه خداوند و همچنین عرش و كرسی به میان آمده است.

گرچه ممكن است سوره "فاتحة الكتاب" برترین سوره باشد، ز‌یرا خداوند در تكریم آن می‎فرما‌ید: "لقد اتیناك سبعاً من المثانی والقران العظ‌یم"(3)، چنانكه آن را عصاره قرآن دانسته‎اند ولی برترین سوره ‌بودنِ فاتحة الكتاب با برترین آیه بودنِ آیة‌الكرسی منافات ندارد، ز‌یرا ‌یكی مربوط به سوره است و د‌یگری مربوط به آ‌یه؛ ‌یعنی ‌یكی نسبت ‌یابی بین سوره‌هاست و د‌یگری نسبت سنجی بین آ‌یه‎ها.

 

ره‌آورد مشترك انبیا

ابوذر از رسول گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال كرد: آ‌یا مطلبی در قرآن ‌یافت می‎شود كه در كتاب‎های انبیای گذشته هم آمده باشد؟ آن حضرت فرمود: آری و آن عبارت است از اهمیت و فضیلت خودسازی و تهذ‌یب و تزكیه روح كه از بهتر‌ین و برجسته‎تر‌ین مسا‌یل انسانی است: "قد أفلح من تزكی * و ذكر اسم ربه فصلی * بل تؤثرون الحیوة الدنیا * والاخرة خیر و أبقی * إن هذا لفی الصحف الأُولی * صحف إبراهیم و موسی."(4) خداوند سبحان، تزكیه‌‌ روح و ‌یاد حق و نماز را زمینه فلاح و رستگاری می‎داند. كسی كه زمین را كند و كاو و آبیاری می‎كند تا بذر را شكوفا ساخته، آن را از پوسیدگی رها‌یی بخشد، به "فلّاح" موسوم است و بر این اساس مفلح كسی است كه بذر توحید و فطرت را در مزرعه‌‌ دل شكوفا كرده، آن را به ثمر می‌رساند.

آ‌یات مزبور، مانع فلاح و تهذ‌یب نفس را سرگرمی به دنیا می‎داند. از ا‌ینجا معلوم می‎شود كه تهذ‌یب نفس و ‌یاد حق و نماز گرچه در دنیا سودمند است ولی آثار مهم آن مربوط به آخرت است.

مطالب ‌یاد شده ‌یقیناً در صحا‌یف پیامبرانی هم كه بین ابراهیم و موسی و بعد از موسی و قبل از رسول اكرم(علیهم‎السلام) آمده‎اند موجود بوده است، چنانكه درباره‌‌ انجیل آمده است: "مصدقاً لما بین ‌ید‌یه."(5) ‌یعنی عیسی آنچه را كه در تورات آمده تصد‌یق كرده است، كه ‌یكی از مطالبی كه در تورات است اهمیت خودسازی و تهذ‌یب روح می‎باشد، گذشته از آن كه بسیاری از برنامه‎های عیسوی درباره‌‌ تزكیه نفس است.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 74، ص 71.

2- بحارالانوار، ج 90، ص 223.

3- سوره‌‌ حجر، آیه‌‌ 87 .

4- سوره‌‌ اعلی، آیات 14 ـ 19.

5 ـ سوره‌‌ مائده، آیه‌‌ 46.

برگرفته از سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)، آیة الله جوادی آملی .

نوشته : هادي    نظرات :
دانلود مداحی شهادت امام کاظم علیه السلامامام موسی کاظم

حاج محمود کریمی 

 

برای دانلود بر روی فلشها کلیک کنید

 

  دریافت 10:06 بیمار چشم یار طبیب دو عالم است
  دریافت 7:48 روضه امام موسی کاظم
  دریافت 7:37  حدیث کساء
  دریافت 8:05 فرصتی نیست که لب وا کنم و ناله کنم
  دریافت 6:23 شده پر ستاره
  دریافت 7:43 ز بیداد ستم هم سوختم هم ساختم مادر
  دریافت 3:48 از کودکی دریا بودی
  دریافت 5:04 اسم علمداره خود عشقه

نوشته : هادي    نظرات :
حضرت موسی ابن جعفر (ع)امام کاظم (ع)
نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن " و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت داده اند . تولد امام موسی  کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجری در " ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع ) مقارن بود با سالهای  آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سيزده سال از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است . امام موسی  کاظم ( ع ) از حدود 21سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال و اندکی بود و مدت امامت آن ...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :
به مناسبت شهادت بانوی صبر استقامت زنده نگه دارنده قیام امام حسین حضرت زینب کبری زندگینامه آن حضرت در قسمت گذاشته می شودحضرت زینب (س)

ولادت

ثمره ازدواج مبارك علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن است.
بنابر آن‌چه كه از امام صادق عليه السلام رسيده است «محسن» كه آخرين فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شكم مادر جان داد و به دنبال اين حادثه دردناك و صدماتي كه بر جسم فاطمه عليها السلام وارد آمد، آن حضرت بيماري شديد پيدا كرد و به شهادت رسيد.
زينب، سومين فرزند مهد ولايت است كه به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.

.....................................................................................................................................

پدر زینب
زينب، يعني زينت پدر و اين نامي است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :

پیامک های زینبی

حضرت زینب كبری سلام الله

 

 

 

 

 

گرچه میدانم به نیش طعنه سنگم می زنید

باز می گویم خدا هم مبتلای زینب (س) است

 

سوگند بر شكوه دل مرتضایی‌اش

بر جلوه‌های حیدری‌اش مجتبایی‌اش

سوگند بر تقدس كرب و بلایی‌اش

بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش

سوگند بر نماز شب كبریایی‌اش

تا روز حشر كعبه ایثار زینب است

آسمان عشق را یک کوکب است       

 

عشق اگر عشق است عشق زینب است

صبح ازل طلیعه ایّام زینب است  

پاینده تا به شام ابد نام زینب است

در راه دین لباس شهامت چو دوختند  

زیبنده آن لباس بر اندام زینب است

 

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب

اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب

تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ

تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

سر قافله شام بلایى زینب

تو شیر زن کرب و بلایى زینب

 

نون و قلم‌نبی ست و ما یسترون حسین

طاق فلك علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یك قیامت‌ست هم الغالبون حسین

(در این قیام نقطه پرگار زینب است )

 

در عصر به خون نشسته ی عاشورا

سرچشمه اى از صبر خدایى زینب

ای کاش فراغتی فراهم می شد

از وسعت دردهای تو کم می شد

این بار مصیبتی که بر شانه توست

ایوب اگر داشت قدش خم می شد

 

سردار سرسپرده جولان عشق كیست

تنها امیر فاتح میدان عشق كیست

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق كیست

روح دمیده بر تن بی‌جان عشق كیست

(اذن دخول در حرم یار زینب است )

منصوره نرفته سر دار زینب است

 

اگر مقیاس كربلا نبود و اگر زینب(س) نبود چه بسیار مردان و زنانی كه در نیمه‌ی راه باز می‌ماندند.

- صبر زینب یك شورش بر اساس حیاتی معقول است كه همواره در بحرانی‌ترین شرایط، بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته كرده و عالمی را درس داده است.

- بانویی كه وقتی بر عمرسعد خطابه میخواند, مصیبت را بزرگتر از فهم و عقل او میشمرد.

- زمانی كه فقط خود اوست و خدا و كشتهی غرقه به خونش، دستان خود را به زیر آن پاره پاره تن میبرد و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به خداوند التماس میكند: «ربنا تقبل منا هذا القربان»

- این ایمان و باور است كه زینب را به چنان صبوری فرامیخواند و صبوری او عین علم اوست.

نوشته : هادي    نظرات :

13 رجب سالروز ولادت با سعادت امیر المومنین علی علیه السلام امام اول شیعیان جهان و خلیفه بلافصل نبی اعظم صلی الله علیه و آله است این روز مبارک و میمون را به تمامی مسلمین جهان تبریک می گوییم.
به همین جهت چند قطعه فایل صوتی در سایت معرفی می شود.

مجموعه ای بسیار زیبا از گلچین مولودی مداحان اهل البیت به مناسبت ولادت حضرت امیر المونین علی (ع) تقدیم به کاربران عزیز.   امام علی


گلچین مولودی حضرت علی (ع)    

در لرزش افتاده زمین - محمود کریمی

به پات افتاده سر و کار دلم - محمود کریمی

از عشق همیشه مست مستم - محمود کریمی 

تسبیح دل اهل عالم یا امیر المومنینه - محمود کریمی

دلم مجمنون امشب برات می خونه امشب - کریمی

ذکر مقدس یا علــــی - محمد طاهری

شکفته شد قبله دل شکافته شد کعبه گل - محمد طاهری

من کیم حبل المتینم - محمد طاهری

رو ساحل آسمون نگاهم - محمد طاهری

علی آنکه روشن شده چشم بینش - محمد طاهری

علی علی علی حیدر - مجید بنی فاطمه

تو آسمون خود خدااینو نوشته - مجید بنی فاطمه 

امشب فرشته باده نوشه - مجید بنی فاطمه

بگو علی با زندگی صفا کن - عبدالرضا هلالی

ای جنون گشته دوباره فصل بدمستی من - عبدالرضا هلالی

می و میخانه علی ساقی میخانه علی - حمید علیمی

علی یا علی حیدر - امین مقدم

من حیدرم از ذات حق دل میبرم - حسین سیب سرخی

دانلود 43 مولودی دیگر در ادامه مطلب



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :

زندگينامه امام علي (ع)امام علی

 

مقدمه
تمام انسانها در زندگی خويش از فراز و نشيب برخوردارند و با مشکلات مختلفی مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشکل دچار ضعف و ناتوانی مي گردند و سعی مي کنند با کمک و راهنمايی درد آشنايان خود را از مهلکه نجات دهند و با يافتن " الگوها " در هر زمينه ای ، و سپس تبعيت از آن ، وظايف خويشتن را بخوبی  انجام دهند و مشکلات و دردهای خويش را تسکين بخشند . يکی از اين اسوه ها پيامبراکرم ( ص ) است که قرآن مجيد هم اين حضرت را (۱) به همين نام معرفی مي فرمايد . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوی " ديگر و جانشين برای آن حضرت باشيم ، به پيشوای بزرگی  همچون مولای متقيان حضرت علی ( ع ) خواهيم رسيد ، و چه زيباست که برای پذيرش اخلاق و رفتار حسنه ايشان ، زندگی پر فراز و نشيب و سراسر شگفتی آن حضرت را مرور کنيم . 
 

کیفیت ولادت
حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی  است که پدر و مادر او هر دوفرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع )
موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان ...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.