تبليغاتX
سایت هیئت فرهنگی مذهبی بقیه الله الاعظم
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

 

 بخوان دعای فرج را،دعا اثر دارد

دعا پرنده عشق است و بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب

که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را و نا امید مباش

بهشت پاک اجابت هزار در دارد

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است

خدای را،شب یلدای غم سحر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال

مسافر دل ما،نیت سفر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا

ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا

حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد

نوشته : صالحي    نظرات :

اين مهم با پذيرش رهبري آن حضرت از سوي ما تحقق مي يابد که نام اين پذيرش در اصطلاح قرآن و روايات«ولايت» است.

هدف از ارتباط با امام زمان (ع) نزديک شدن به آن حضرت از لحاظ روحي است.زيرا آن حضرت منبع علم و پاکي بوده و نزديک شدن به اين منبع هر چه بيشتر باشد. انسان را عالم تر و پاکتر و به مقام انسانيت نزديکتر مي نمايد.

پذيرش رهبري آن حضرت نيز به دو نحوه است.

الف- راههاي عمومي:

اول: همه افراد بشر رهبري آن حضرت را بپذيرند.

دوم: هر فرد به تنهايي رهبري آن حضرت را بپذيرد.

در نحوه اول همه انسانها و تمام کره زمين سعادتمند و همه نابسامانيها برطرف مي شود.

در نحوه دوم هر انساني به تنهايي از لحاظ مادي و معنوي سعادتمند مي گردد.

هر گاه مردم خواستار پذيرش رهبري آن حضرت بر خويشتن شوند و يا خداوند به طور ناگهاني دستور ظهور آن حضرت را صادر فرمايد، جهان متحول شده تمام مردم چون کودکي تازه متولد شده داراي سرپرستي مهربان و رهبري دور از خطا و معصوم مي شوند و با هدايتهاي آن حضرت سعادت دنيا و آخرت را در مي يابند.



ادامه متن ...
نوشته : صالحي    نظرات :
وسوسه

وسوسه

ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد؛ هم چنانکه امام علی علیه‌السلام فرموده است: «خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است، دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد، رام می‌گردند؛ همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه‌ای از زمان و در زمان‌هایی که پیامبری در میان مردم نبوده است، بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آن‌ها با آن‌ها راز می‌گوید و از راه عقل‌هایشان با آنان تکلم می‌کند».

ادامه مطلب......



ادامه متن ...
نوشته : رضا    نظرات :
امام جمعه مشهد: امروز ميدان جهاد في سبيل‌الله، فضاي مجازي است

عضو مجلس خبرگان رهبري خطاب به جواناني که با كامپيوتر آشنايي داشته و در فضاي مجازي فعاليت مي‌كنند، گفت: از شما برادران و خواهران درخواست مي‌كنم با وبلاگ نويسي و فعاليت‌ در فضاي مجازي، جنايت‌هاي آل سعود را به همه جهانيان نشان دهيد تا همه مردم جهان از مظلوميت مردم بحرين آگاه شوند و امروز ميدان جهاد في سبيل‌الله، فضاي مجازي است.

امام جمعه مشهد گفت: مسوولان نظام و دستگاه ديپلماسي خصوصا شوراي عالي امنيت ملي در ارتباطات خود توجه كنند كه ترميم كننده رسوايي عربستان در برابر ظلم و جناياتش درخصوص بحرين قرار نگيرند.


به گزارش طلبه بلاگ ، آيت‌الله سيد احمد علم‌الهدي در خطبه‌هاي امروز نماز جمعه مشهد افزود: مسوولان نظام و دستگاه ديپلماسي و سياست خارجه در برابر شيطنت‌هاي عربستان و عقب‌نشيني آن‎ها ساكت ننشسته و جا نزنند.


وي ادامه داد: اين‌ها هر زمان در مقابله با حق ضربه مي‌خورند، شيطنتشان مثل اربابشان، آمريكاست و سعي مي‌كنند در عقب‌نشيني، با جلب نظر مسوولان و متوليان نظام و عوامل دولت كه در جهان اسلام از يك محبوبيتي برخوردارند، سوء استفاده كرده و براي خود آبرو بخرند.


عضو مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: عربستان به دنبال اين است كه اين رسوايي خود را از بين ببرد و اين كار را با ايجاد رابطه با مسوولان نظام انجام مي‌دهد.


آيت‌الله علم‎الهدي تصريح كرد: مظلوميت مردم بحرين تابلوي شفافي بود كه ماهيت اصلي حقوق بشر سازمان ملل را به جهانيان نشان داد.


وي افزود: آيا زن بارداري كه توسط نيروي آل سعود در بحرين شكنجه مي‌شود يا زنان و دختراني كه در جلوي چشم مردم به خاك و خون كشيده مي‌شوند يا خانه‌هايي كه در آتش مي‌سوزند، نقض حقوق بشر نيست؟ آيا اينان بشر نيستند؟


امام جمعه مشهد تصريح كرد: آن زن بد كاره روسپي كه قاتل بوده و شوهر خود را كشته، بشر است و بايد حقوق بشر در موردش ايفا شود، اما اين انسان‌هاي مظلوم كه مزدوران آل خليفه آن‌ها را به خاك و خون مي‌كشند، بشر نيستند و در موردشان حقوق بشر نبايد ايفا شود؟

عضو مجلس خبرگان رهبري خطاب به جواناني که با كامپيوتر آشنايي داشته و در فضاي مجازي فعاليت مي‌كنند، گفت: از شما برادران و خواهران درخواست مي‌كنم با وبلاگ نويسي و فعاليت‌ در فضاي مجازي، جنايت‌هاي آل سعود را به همه جهانيان نشان دهيد تا همه مردم جهان از مظلوميت مردم بحرين آگاه شوند و امروز ميدان جهاد في سبيل‌الله، فضاي مجازي است.


وي از رسانه‌ها و صدا و سيما قدرداني كرد و ادامه داد: نحوه عملكرد و برنامه‌هاي رسانه‌ها و تلويزيون و به ويژه شبكه‌هاي برون مرزي كه با به تصوير كشيدن مظلوميت مردم بحرين جنايات مزدوران آل خليفه را به همه جهانيان نشان دادند، بسيار خوب بود كه آن را ارج مي‌نهيم.


وي ادامه داد: در واقع اين حركت‌ها اثر خود را گذاشت و سرانجام نيروهاي آل خليفه وادار به عقب‌نشيني شدند.


علم‌الهدي خاطرنشان كرد: اكنون كانون اقتدار اميرالمومنين(ع) در جهان اسلام كشور ايران است؛ امروز به خاطر مصالح اسلام، دست ما در مقابل مردم بحرين بسته است همان‌گونه كه دست اميرالمومنين علي(ع) در آن روزها که به بيت ايشان و حضرت فاطمه(س) حمله كرده و هتك حرمت كردند، بسته بود.


وي ادامه داد: اگر هنر هفتم و فيلمبرداري در 1400 سال پيش وجود داشت و از صحنه‌هاي جنايات نسبت به خانه حضرت فاطمه(س) فيلمبرداري مي‌كرد و امروز آن‌ها را مي‌ديديم، مطمئن باشيد مشابه صحن‌هايي است كه امروز در بحرين شاهد آن هستيم.


امام جمعه مشهد تصريح كرد: نيروهاي آل سعود و آل خليفه شب‎ها به خانه مردم مظلوم بحرين حمله كرده و زنان و دختران را كتك مي‌زنند و شكنجه مي‌كنند که بايد به اين رفتار عناصر وهابي سعودي در بحرين توجه كرد؛ امروز در زندان‎هاي سعودي بيش از يكصد زن زنداني است كه تعدادي از آن‌ها باردار بوده و با اين حال شكنجه مي‌شوند.

نوشته : هادي    نظرات :
فرمانده نیروی هوافضای سپاه با اعلام اینکه برد موشک های ایران 2000 کیلومتر است، گفت: اهداف آمریکایی در منطقه و اسرائیل تحت سیطره موشک های ایران است.
به گزارش مهر، سردار امیر علی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه صبح امروز سه شنبه در جمع خبرنگاران در خصوص توان موشکی ایران اظهار داشت: مسافت برد موشکی ایران تا 2 هزار کیلومتر است و این به معنای عدم توانایی برای افزایش برد موشک ها نیست بلکه بیش از این برد را برای ساخت موشک هایمان احتیاج نداریم.

وی با بیان اینکه فاصله اسرائیل با ایران بیش از هزار و 200 کیلومتر است که می توان آن را از سمت دامغان و سمنان مورد اصابت موشک هایمان قرار دهیم، گفت: آمریکا نیز زحمت ما را کم کرده است زیرا پایگاههایش از 120 کیلومتر تا 700 کیلومتر در اطراف ایران وجود دارد و با همین موشک ها می توان همه اهداف آمریکایی در منطقه را مورد اصابت قرار داد.

حاجی زاده در ادامه در خصوص تهدید اروپا نیز گفت: همان طور که گفته ام برد موشک های ما 2 هزار کیلومتر است ضمن اینکه بیشترین دشمن های فرامنطقه ای ما آمریکا و اسرائیل هستند و ما احساس تهدیدی از ناحیه کشورهای دیگر نمی کنیم بنابراین برد موشک هایمان را بر اساس اهداف آمریکایی در منطقه و اسرائیل طراحی کرده ایم .
نوشته : هادي    نظرات :
دستاوردهای مهم در رزمايش موشكی پيامبر اعظم(ص) 6

در رزمايش موشكي پيامبر اعظم(ص) 6 سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دو دستاورد و يك نوآوري مهم موشكي آزمايش شد.

دومين روز از رزمايش موشكي پيامبر اعظم(ص) 6 سپاه پاسداران انقلاب اسلامي صبح امروز با شليك موفق 14 فروند از موشك‌هاي زمين به زمين زلزال و شهاب در حالي به كار خود پايان داد كه اين رزمايش داراي دو دستاورد و يك نوآوري مهم در زمينه فناوري‌هاي موشكي بود كه در طول سالهاي اخير به همت متخصصان نيروي هوافضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به دست‌ آمده است.

http://files.tabnak.com/pics/201106/201106281632432660.jpg
 


شليك موشك‌هاي زلزال از لانچرهاي سه‎تايي
در اين رزمايش براي اولين بار موشك‌هاي زمين به زمين زلزال از روي لانچرهاي سه‌تايي شليك شد كه اين امر شليك تعداد بيشتري از موشك‌هاي زلزال در مدت زمان كم را امكان‌پذير كرده و موجب مي‌شود تا تعداد موشك‌هاي بيشتري براي شليك در آنِ واحد آماده شوند.
9 فروند از موشك‌هاي زلزال صبح امروز از روي سه لانچر سه‌تايي شليك شد.

http://files.tabnak.com/pics/201106/201106281632434595.jpg
 


استفاده از سيلوهاي پيچيده زيرزميني براي شليك موشك‌هاي بالستيك دوربرد
در رزمايش موشكي پيامبر اعظم(ص) 6 همچنين براي اولين بار از سيلوهاي پرتاب موشك‌هاي بالستيك دوربرد از زير زمين رونمايي شد.
با دستيابي به اين فناوري پيچيده كه بنا بر گفته فرماندهان نيروي هوافضاي سپاه، طي 15 سال كار تخصصي به دست‌ آمده است، مي‌توان انبوه موشك‌هاي دوربرد و بالستيك مانند شهاب را از نقاط زير زمين به سمت اهداف از پيش تعيين شده پرتاب كرد.
تكثر و جانمايي‌هاي متنوع اين سيلوها به همراه سرعت عمل آماده‌سازي موشك در آنها مي‌تواند يكي از ابزارهاي مهم ايران براي يك ضربه متقابل و قاطع به هر متجاوز باشد.
با استفاده از اين سيلوها، امكان رديابي محل موشك‌ها از سوي ماهواره‌هاي دشمن وجود ندارد.

http://files.tabnak.com/pics/201106/201106281632432268.jpg
 


پرتاب همزمان 5 فروند از موشك‌هاي خانواده شهاب
رزمايش موشكي پيامبر اعظم(ص) 6 داراي يك نوآوري مهم نيز بود كه طي آن 5 فروند موشك از خانواده شهاب شامل دو فروند موشك شهاب 1، دو فروند موشك شهاب 2 و يك فروند موشك شهاب 3 (كلاس قدر اف) براي اولين بار به صورت همزمان شليك شدند.
موشك‌هاي شهاب از جمله مهمترين موشك‌هاي بالستيك جمهوري اسلامي ايران است كه مي‌توانند سرزمين‌هاي اشغالي و نيز تمامي پايگاههاي نظامي امريكا در منطقه را مورد هدف قرار دهند.

نوشته : هادي    نظرات :
امام جمعه موقت زاهدان:
دشمن در صدد تلقين تهديد آميز بودن برنامه موشكي ايران به دنياست
زاهدان - امام جمعه موقت زاهدان با اشاره به رزمايش اخير سپاه و شليك موشك هاي دوربرد ايران، گفت: دشمن در رسانه هاي خود با بيان اينكه برد موشك هاي ايران شش هزار كيلومتر است به دنبال تلقين تهديدآميز بودن برنامه موشكي جمهوري اسلامي ايران به دنياست.
دشمن در صدد تلقين تهديد آميز بودن برنامه موشكي ايران به دنياست
به گزارش ايرنا، حجت الاسلام 'احمد راهداري' در خطبه هاي امروز نماز جمعه در مصلي قدس زاهدان افزود: اين در حالي است كه برد موشك هاي دوربرد ايران كه اخيرا پرتاب شد، كمتر از اين ميزان بوده است.
او بيان كرد: دشمنان در رسانه هاي تحت امر خود مدعي شده اند موشك هاي ايران پس از مدتي تبديل به بمب و كلاهك هسته اي مي شود و نيروهاي سپاه پاسداران ايران به سمت كشورهاي دنيا حمله ور خواهند شد.
وي اضافه كرد: سپاه ايران توانمندي بيشتري در پرتاب موشك هاي دوربرد قدرتمندتر دارد و پرتاب موشكهاي دوربرد اخير تنها گوشه اي از قدرت موشكي اين كشور به شمار مي رود.
او خاطر نشان كرد: ايران هيچ گاه حمله به كشورهاي ديگر را در دستور كار نداشته و ندارد و اين تنها خيال باطل و توطئه دشمن براي ايجاد هراس در كشورهاي منطقه است.
راهداري اظهار داشت: يك روز دشمنان در رسانه هاي خود مطرح كردند كه موشك هاي ايران ساخته دست مهندسان ايراني نيست بلكه تقليدي از طرح هاي كشورهاي ديگر است و روز ديگر اعلام مي كنند كه ايران داراي چنان قدرتي شده است كه تهديدي براي دنيا به حساب مي آيد و بايد از اين كشور برحذر بود.
امام جمعه موقت زاهدان گفت: امروز دشمنان به سبب جايگاهي كه ايران به بركت رهبري و انقلاب اسلامي در جهان بدست آورده است، نمي دانند چگونه و با چه زباني موفقيت هاي ايران را در دنيا كمرنگ جلوه دهند.
وي افزود: از آنجايي كه دشمنان ملت ايران امروز هراسي را در بين كشورهاي حاشيه خليج فارس براه انداخته اند و از هر سو تلاش مي كنند نظام اسلامي ايران را متزلزل كنند، بايد وسيله دفاعي ايران، مافوق دفاعي باشد تا دشمن هرگز به مخيله اش فكر حمله به ايران رسوخ نكند.
راهداري با اشاره به برگزاري همايش بين المللي مبارزه با تروريسم در تهران، گفت: در اين همايش نمايندگان 60 كشور دنيا دعوت شده بودند و اتفاقا هر 60 كشور حضور پيدا كردند اما دشمنان در رسانه هاي خود اعلام كردند كه دعوت شدگان 180 كشور بودند كه تنها 60 كشور شركت كردند.
وي افزود: يكي از خبرگزاري ها در پاسخ به رسانه هاي بيگانه، ايران را كشوري متضرر ترورسيم عنوان كرد و آمريكا و اسراييل را كه در عراق و افغانستان مستقر و اين دو كشور را غارت كرده اند و در عين حال دم از حقوق بشر مي زنند، تروريست خواند.
او ادامه داد: مردم ايران هنوز ترور دانشمندان هسته اي و عمليات هاي تروريستي را فراموش نكرده اند كه طراحاني جز آمريكا و اسراييل نداشت.
وي همچنين در ادامه خطبه هاي امروز نماز جمعه زاهدان، عيد مبعث را عيد انسان سازي و تزكيه نفس دانست و گفت: انسان خودساخته و متعهد، براي ساير انسانها توليد كار و به پيشرفت جامعه كمك مي كند.
نوشته : هادي    نظرات :
تصاویر بسار زیبا از زایمان یک عقرب ! حتما ببینید

سبحان الله والحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر

http://files.tabnak.com/pics/201106/201106272036303536.jpg

عقرب قبل از زایمان

بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :

جدیدترین پیامک های (اس ام اس) عید مبعث

عید سعید مبعثآغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد . . .

.

.

.

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت رسول اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی  / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

.

.

.

ای شاه سوار ملک هستی / سلطان خرد به چیره دستی

ای ختم پیمبران مرسل / حلوای پسین و ملح اول

سر خیل تویی و جمله خیلند / مقصود تویی همه طفیلند

بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد

.

.

.

سرحلقه عشاق به عالم، احمد / یعنی هدف از خلقت آدم، احمد

رخشان و فروزنده بر انگشت وجود / پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد . . .

.

.

.

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمّد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمّد

بعثت پیامبر بر شما مبارک باد

.

.

.

سلام بر مبعث  پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !

روز بعثت مبارک باد

.

.

.

به امر رب خود لبیک گوییم

به همراه ملائک جمله گوییم

سلام و رحمت حق بر محمد

اللهم صل علی محمد

.

.

.

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است

مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است

خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند

احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

.

.

.

جان سحر، جسم سمن بوی توست / شام ، غلام سر گیسوی توست

بوسه زنِ گوشه ابروی توست / ماه که خَم کرده سر خویشتن

.

.

.

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)

دیده دل، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)

عید مبعث بر همگان مبارک

.

.

.

آوای بخوان بخوانِ او می ریزداز غار

صدای گفت وگو می ریزدمی

گفت فرشته: اقرأ باسم ربک

عشق است کز آسمان فرو می ریزد

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

از بعثت او جهان جوان شد

گیتى چو بهشت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

.

.

.

از بعثت او جهان جوان شد

گیتى چو بهشت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

.

.

.

مهر را روشنی  از روی تو افروختن است

ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است

گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت

همچو خاری است که شایسته آن سوختن است

نوشته : هادي    نظرات :
معجزات و کرامات امام موسی کاظم علیه السلام

 

*اعجاز امام کاظم علیه السلام در خروج از زندان
مسیب، زندانبان امام موسی کاظم علیه السلام می‌گوید:سه روز قبل از شهادت امام مرا طلبید و فرمود:
" امشب عازم مدینه هستم تا عهد امامت پس از خود را به فرزندم علی واگذار کنم و او را وصی و خلیفه خود نمایم."
گفتم:" آیا توقع دارید با وجود این همه مامور و قفل و زنجیر، امکان خروج شما را فراهم کنم؟!"
فرمود: " ای مسیب، تو گمان می‌کنی قدرت و توان الهی ما کم است؟ "
گفتم:" نه، ای مولای من. " فرمود: " پس چه؟ "
گفتم:" دعا کنید ایمانم قوی‌تر شود "
امام چنین دعا کرد: " خدایا او را ثابت‌قدم بدار. "
سپس فرمود:" من با همان اسم اعظم الهی که آصف بن برخیا ( وزیر حضرت سلیمان علیه السلام ) تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد، خدا را می‌خوانم و به مدینه می‌روم."
ناگهان دیدم امام دعایی خواند و ناپدید شد. اندکی بعد بازگشت و با دست خود زنجیرهای زندان را به پای مبارک بست.
سپس فرمود: " من پس از سه روز از دنیا می‌روم. "
من به گریه افتادم. فرمود: " گریه مکن و بدان که پسرم علی ابن موسی الرضا پس از من، امام توست. "
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 224، ح 26 از عیون.
*امام کاظم علیه السلام و خبر از مرگ زندانبان
ابویوسف و محمد بن حسن که دو نفر از اصحاب ابوحنیفه بودند، در زندان سندی بن شاهک به ملاقات امام ابی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام رفتند. در بین راه با هم می گفتند: ما چیزی از موسی بن جعفر کم نمی آوریم. یا مساوی او هستیم، یا مشابه او. وقتی به خدمت حضرت رسیدند و مقداری نشستند، یکی از مأمورین زندان وارد شد و گفت: نوبت کاری من تمام شده و از خدمت شما می روم. اگر بیرون زندان کاری دارید بفرمائید، تا مرتبه دیگر که نوبت خدمت من می شود و مجدداً باز خواهم گشت، نتیجه اش را تقدیم کنم.
حضرت فرمودند: کاری ندارم. وقتی آن مرد رفت، حضرت به ابو یوسف رو کرد و فرمود: عجیب است، او امشب می میرد. آن وقت به من میگوید اگر کاری داری بگو انجام دهم. ابویوسف و محمد بن حسن بهتزده پس از خداحافظی از زندان بیرون آمدند، در حالی که به یکدیگر می گفتند: ما آمده بودیم بحث حلال و حرام کنیم. او از امور غیبی خبر داد. زمان مرگ امری است نهانی. از کجا می دانست؟!
سپس فردی را مأموریت دادند تا آن مأمور زندان را تا فردا تعقیب کند و آنها را از وضع او مطّلع نماید. آن مرد نیز وی را زیر نظر گرفت و شب را در مسجد محله که نزدیک خانه آن مأمور بود، خوابید. صبحگاهان دید فریاد عزا بلند است و مردم به داخل خانه وی آمد و شد میکنند. پرسید: چه خبر است؟ گفتند: فلانی دیشب از دنیا رفت. این مرد پیش ابو یوسف و محمد بن حسن آمد خبر مرگ آن مأمور را آورد.
مجدداً این دو به ملاقات حضرت آمدند و گفتند: " معلوم شد شما به حلال و حرام دین خدا آگاهید. ولی زمان مرگ او را که از اسرار غیبی الهی است از کجا دانستید؟ حضرت فرمود: از دروازه های علم رسول اللهاست که به روی حضرت امیرالمؤمنین گشودند و سپس آن علم الهی از هر امام به امام بعدی منتقل شده است. "
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 64 از خرائج.
*امام کاظم علیه السلام و زنده ساختن گاو مرده
علی بن مغیره گوید:
همراه امام موسی کاظم علیه السلام در منی می‌رفتیم که با زنی روبه‌رو شدیم که که فرزندان کوچکش به دورش حلقه زده بودند و همگی سخت می‌گریستند.
امام فرمود:" چرا گریه می‌کنید؟ "
زن که امام را نمی شناخت گفت:" تنها سرمایه من و این فرزندان یتیمم گاوی بود که از شیرش زندگی را می‌گذراندیم. اینک گاو مُرده و ما درمانده شده‌ایم."
امام فرمود:" آیا دوست داری آن گاو را زنده سازم؟ "
گفت:"آری، آری!"
امام به گوشه ای رفت و دو رکعت نماز خواند و دست به سوی آسمان گرفت و دعا نمود. آنگاه کنار گاو مرده آمد و ضربه ای به پهلوی گاو زد. ناگهان گاو زنده شد و از جا بلند شد.
زن با دیدن این صحنه فریاد زد:" بیایید که قسم به خدای کعبه، او عیسی بن مریم است! "
مردم ازدحام کردند و به تماشای گاو و سخنان زن مشغول شدند و امام خود را در بین مردم گم نمود و به راه خود ادامه داد.
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 55، از بصائر الدرجات.
*امام کاظم علیه السلام و سخن گفتن به زبان فارسی
ابوبصیر از امام موسی بن جعفر علیه السلام پرسید:"امام با چه نشانه‌هایی شناخته می‌شود؟"
فرمود:"امام راستین صفاتی دارد که اولین و مهم‌ترین آن این است که امام قبلی معرفی‌اش کرده باشد. همان گونه که رسول خدا علی بن ابیطالب علیه السلام را معرفی کرد، هر امامی نیز باید امام پس از خود را معرفی نماید. نشانه‌ی دیگر آن است که هر چه از او می‌پرسند، جواب بدهد و از هیچ چیز بی‌خبر نباشد. نشانه‌ی دیگر اینکه هرگز در دفاع از حق سکوت نکند، از حوادث آینده خبر بدهد و به همه‌ی زبان‌ها سخن بگوید."
سپس فرمود:"هم اکنون نشانه‌ای به تو می‌نمایم که قلبت مطمئن شود."
در همین حال مردی خراسانی وارد شد و شروع کرد به عربی سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسی داد. مرد خراسانی گفت:" من خیال می‌کردم فارسی متوجه نمی‌شوید."
امام فرمود:"سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضیلتی بر تو دارم؟" سپس فرمود:"امام کسی است که سخن هیچ فردی بر او پوشیده نیست. او کلام هر شخص و هر موجود زنده ای را می فهمد. امام با این نشانه‌ها شناخته می‌شود و اگر اینها را نداشته باشد، امام نیست."
منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 47 از قرب الاسناد.
*امام کاظم علیه السلام و معجزه نجات یکی از یاران
علی بن صالح طالقانی گوید: در یک سفر دریائی کشتی ما دچار طوفان شد و تمام افراد غرق شدند. من نیز به تخته ای چسبیده بودم و سه روز با مرگ دست و پنجه نرم می کردم تا به لطف الهی امواج دریا مرا به جزیره سرسبزی انداخت، از شدت خستگی از حال رفته بودم، سرانجام از سر و صداهای مبهمی وحشتزده از جای جستم. دیدم دو حیوان عجیب و غریب به جان هم افتاده و سر و صدا می کنند، چشمشان که به من افتاد به داخل دریا جهیدند، در این هنگام پرنده عظیمی که در حال فرود بود توجه مرا جلب نمود، این پرنده در دامنه کوهی که نزدیک من بود برابر غاری بر زمین نشست حس کنجکاوی من تحریک شد، برای تماشای بهتر این پرنده غول پیکر برخاستم و خود را لابه لای درختان پنهان کردم و به او نزدیک شدم ولی وقتی وجود مرا حس کرد بال گشود و پروازکنان دور شد. آهسته به غار نزدیک شدم، ناگهان از درون غار صدای تسبیح و ذکر شریف لا اله الا الله، الحمدلله الله اکبر و تلاوت قرآن به گوشم خوردخوشحال جلو رفتم، نزدیک درب غار که رسیدم، صدائی از درون غار بیرون آمد: ادخل یا علی بن صالح الطالقانی. (علی بن صالح طالقانی به فرما داخل، خدا تو را رحمت کند بکلّی ترس من زائل شد وارد شدم و سلام کردم.
مردی جلیل القدر، خوش سیما و درشت چشم نشسته بود که جواب سلام مرا داد و فرمود: خداوند ترا به تشنگی و گرسنگی و ترس امتحان فرمود و سرانجام بر تو مرحمت نمود، ترا از سختیها رهانید، من می دانم که در فلان ساعت سوار کشتی شدی و این مدّت در سفر دریائی بودی و در این تاریخ دچار حادثه شدی و سه روز سرگردان امواج بودی و تصمیم گرفتی به خاطر سختیها دست به خودکشی بزنی و خود را به دریا بیفکنی وغرق سازی، ولی پشیمان شدی و در فلان موقع نجات یافتی و نزاع آن دو حیوان دریائی بیدارت کرد و پرنده عظیم حواست را بدین جا جلب نمود، بیا بنشین، خدای ترا رحمت کند قصه عجیبی بود، گفتم: شما را به خدا قسم! احوال مرا از کجا دانستی؟ فرمود: خدای دانای غیب و شهود مرا مطّلع فرموده است، همو که همواره تورا می بیند سپس فرمود: گرسنه هستی و دعائی نمود که متوجه مضمون آن نشدم، فقط دیدم غذائی حاضر گشت. فرمود: بیا از روزی خدا بخور من هم خوردم، عجب غذائی تا کنون بدان خوبی نخورده بودم همچنین مرا به همان طریق آبی گوارا نوشاند و آنگاه دو رکعت نماز خواند و فرمود: دوست داری به شهر خود برگردی؟!
گفتم: چگونه چنین چیزی می شود؟ فرمود: کرامت خداوندی است که ما در حق دوستانمان می کنیم و سپس دعائی خواند که نفهمیدم و فقط قسمت کلمه الساعه الساعه (هم اکنون هم اکنون) را فهمیدم.
توده های ابری بر در غار دیده شد که تک تک نزدیک می آمدند و به صدای رسا می گفتند: سلام علیک یا ولی الله و حجته. او جواب می فرمود: علیک السلام و رحمه الله و برکاته ای ابر مطیع به کدام سمت میروی؟ ابر پاسخ می داد: فلان جا .سپس می پرسید: ابر رحمتی یا ابر بلا؟ بارش رحمت می بری یا بارش عذاب؟ابر پاسخ می داد. سرانجام ابر درخشان بزرگی پدیدار شد و پس از سلام و جواب،امام از او پرسید: کجا می روی؟ ابر پاسخ داد: طالقان . پرسید: ابر رحمتی یا ابر عذاب؟ گفت: ابر رحمت. فرمود: این امانت الهی را بخوبی تحویل بگیر و به طالقان برسان. ابر گفت: سمعا و طاعه، شنیدم و مطیع فرمانم. فرمود: فاستقری باذن الله علی وحدالارض. (با اذن الهی بر زمین قرار گیر) ابر بر زمین مستقر شد، او بازوی مرا گرفت و مرا بر فراز ابر نشاند. گفتم: شما را به خدای بزرگ و بحق رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و بحث سیدالوصیین امیرالمؤمنین و ائمه هدی علیهم السلام سوگند می دهم خود را معرفی کنید که سخت مورد مرحمت الهی هستی و جلیل القدر. فرمود: ای علی بن صالح، زمین هرگز به اندازه لحظه ای از حجّت الهی خالی نمی شود و همواره حجّت الهی در زمین خواهد بود یا به صورتی آشکار و یا به صورتی مخفی، من حجت ظاهر و باطن و حجت جاودان الهی و وصی رسول خدا در این زمان، موسی بن جعفر هستم. من متوجه امامت حضرت و پدرانش شدم. حضرت فرمان حرکت صادر نمود و ابر در زمان کوتاهی در کمال آرامش مرا در طالقان بر زمین گذاشت. وقتی خبر این جریان بگوش هارون الرشید ، خلیفه عباسی غاصب رسید، او را احضار نمود و ماجرایش را سؤال کرد وقتی علی بن صالح سرگذشت خود را تعریف نمود، هارون دستور قتل او را صادر کرد تا بخیال خود این معجزه حضرت را بپوشاند. فقتله الرشید و قال: لا یسمع بهذا احدا
منبع:بحار الانوار، ج 48، ص 39، از مناقب.


نوشته : هادي    نظرات :

«عتبات عالیات »، پیوسته شوق برانگیز بوده است و گوهری که در «کاظمین »مدفون است، همواره دلهای مشتاق را ربوده است.

آنچه در این شهر، کهربای جان زائر است، مرقد دو حجت الهی، دو امام بزرگوار،امام موسی بن جعفر و امام جواد(علیهما السلام ) است، نه آثار باستانی این شهر،نه سابقه دیرین این دیار که به پیش از میلاد مسیح می رسد و نه به خاطر آنکه روزی به نام «مقابر قریش » شهرت داشته است و نه به خاطر آنکه این گورستان قریش راپس از بنای بغداد در سال 164 هجری به دست منصور دوانیقی در غرب این پایتخت عباسی بنا کردند و نام قدیمش «شونیزیه » بوده است.

هر چند امروز هم هر کس در گوشه و کنار این دیار بچرخد، به بقایای بناهای باستانی برمی خورد که از روزگاران کهن مانده است و شکوهی تامل برانگیز دارد;لیکن پرجاذبه ترین اثر ماندگار این سرزمین، مرقد منور فرزندان فاطمه، دو امام معصوم از نسل رسول خدا(ص) است که چون نگینی مکرر، زینت بخش این شهر است.

آرمیده این حرم

از آن پس که امام کاظم(ع) در 25 رجب 183 هجری در 55 سالگی درتربت پاکش آرمید، سپس امام جواد(ع) در آخر ذی قعده 220 هجری در این شهر به خاک سپرده شد، این شهر به تدریج به «کاظمین » شهرت یافت. این دو نور، هر دوجلوه ای از یک حقیقت ناب بودند. بدین سبب این حرم شریف را حرم کاظمین و حرم جوادین هم گفته اند، چرا که امام کاظم، همان امام جواد است و هر دو، هم کاظمندو هم جواد. هر دو «باب الحوائج » و برآورنده نیازهای سائلان و متوسلانند.

زیارت مرقد امام کاظم(ع) در روایات، همپای زیارت پیامبر و امیر مومنان وسیدالشهدا(ع) به حساب آمده است. در دورانهایی هم همچون کربلا، مورد سختگیری سلطه های جور بوده و زیارت قبر این دو امام، آسان و بی خطر نبوده است.

از امام رضا(ع) می پرسند: پاداش کسی که قبر پدرت را زیارت کند، چیست؟ پاسخ می دهد: بهشت! پس آن را زیارت کن. در روزگاری که دیواری بر مقابر قریش احاطه داشته و قبر امام به آسانی در دسترس نبوده است و مخالفان اهل بیت نیز در این شهر سیطره داشته اند، امامان به لحاظ تقید دستور می دادند که شیعیان از پشت دیوار، زیارت کنند.

حسین بن یسار واسطی که فضیلت زیارت امام کاظم(ع) را از حضرت رضا(ع) می شنود که همتای زیارت حضرت رسول است، می پرسد: «اگر بیم داشته باشم و نتوانم وارد آنجاشوم؟ ...» حضرت می فرماید: «از پشت دیوار سلام بده.» به مرور زمان، بر مزاراین دو امام، قبه و بارگاهی بنا شد. در سال 336 هجری به دستور معزالدوله، حرم کاظمین تجدید بنا گردید، با ساختمانی نو و ضریح و دو گنبد که بر روی قبرساختند و دیواری پیرامون آن کشیدند.

سابقه تاریخی کاظمین، نشان از خراب شدن های مکرر دارد، چه با سیلهای متعدد وطغیان آب، چه با هجوم فتنه گران به این شهر و قتل عام و غارت و تخریب. اما هربار، باز هم مرمت و آبادان شده و محل سکونت مردم گشته است.

در قرن پنجم، در اواخر حکومت آل بویه، حرم شکوه و موقعیت و آراستگی بیشتری یافت و مرقد کاظمین، جاذبه های معنوی فراوانی برای زیارت و سکونت در اطراف این حرم نورانی پیدا کرد.

وضع کنونی

اینک حرم کاظمین، با دو گنبد طلایی و چهار گلدسته زرین، ضریحی زیباو مقدس را در بر گرفته است که درون آن، دو قبر مقدس از دو امام معصوم است،همچون صندوقی که دو گوهر نفیس را در خود نهان دارد.

آمیختگی هنر و دین و تلاقی ذوق هنری و احساس معنوی و عشق به اهل بیت را که درهنر مسلمانان تجلی یافته است، در مجموعه حرم کاظمین می توان دید.

روزی که به دستور هارون الرشید، امام کاظم(ع) به دست سندی بن شاهک با خرمای زهرآلود در زندان مسموم و شهید شد و آنگاه پیکرش را روی «جسر بغداد» نهادند،سپس شکوهمندانه تشییع شد و در غرب بغداد، در مقابل قریش به خاک سپرده شد، آری.. . آن روز تصور نمی رفت که این مدفن پاک، روزی مزار عاشقان صاحبدل گردد.

جاذبه قداست

کاظمین از دیرباز مورد توجه خاص پیروان حق بوده است و شخصیتها وعالمانی فرزانه در آن زیسته و در گذشته و به خاک سپرده شده اند. فقها و علمای بزرگی هم در آنجا تلاش عملی داشته و حوزه علمیه برپا داشته اند و در مبارزات عظیم بر ضد دشمنان اسلام و مهاجمان به وطن اسلامی، قامت مردانگی افراشته اند.

از مدفونین در آستانه مقدسه کاظمین، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 «ابن قولویه قمی » (متوفای 368 ه) که پیش پای امام کاظم(ع) مدفون است.

2 «شیخ مفید» (متوفای 413 ه) که استاد سید رضی و سید مرتضی و ازبرجسته ترین شخصیتهای شیعه بود.

3 «خواجه نصیر طوسی » (متوفای 672 ه) که در سردابی در حرم موسی بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد. و این بنا به وصیت خودش بود که در حرم کاظمین دفن شود.

4 «فرهاد میرزا» (متوفای 1305 ه) مولف قمقام زخار در تاریخ شهادت امام حسین(ع).

و ... بسیاری دیگر از چهره های با ایمان و نیکان و صالحان.

امید است که توفیق زیارت این مرقد و مزار نورانی با گشوده شدن راه عتبات عالیه به روی شیفتگان اهل بیت، نصیب همه علاقه مندان گردد. آمین.

عکس ها در ادامه مطلب ( عکس های بسیار زیبا در مورد گنبد های کاظمین)



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :

امام موسي كاظم(ع) همانند ديگر اوصياي الهي كوشيد تا در قول و عمل به عنوان نمونه عيني و شاهد كامل الهي ظاهر شود. زندگي او سرشار از آموزه ها و درس هايي است كه مي تواند راهنماي عمل هر يك از افراد و جوامع بشري باشد. هر كسي كه بخواهد در مسير كمالي قرارگيرد و زندگي فردي و اجتماعي خود را چنان بسازد كه احساس خوشبختي كند و هرگونه اندوهي از گذشته و ترسي از آينده خويش بزدايد، مي تواند با رجوع به آن بزرگوار، خود را در اين حالت قراردهد.

هر يك از امامان(ع) همانند پيامبران(ع) مظهر اسمي از اسماي الهي هستند كه در القاب نام هاي ايشان نمود مي يابد چنان كه حضرت موسي(ع) كليم الله و حضرت محمد(ص) حبيب الله و امام علي بن موسي(ع) رضا و امام موسي بن جعفر(ع) كاظم است. آن حضرت در برابر بسياري از مصايب و شدايدي كه در زندگي خويش تحمل كرد كظم غيض نموده و با در پيش گرفتن صبر و شكيبايي بي مانند نمونه اي از پايداري در برابر ظلم و ستم ستمگران و دولت مردان باطل را به همه جهانيان نشان داده است. نوشتار حاضر تلاش مي كند تا صبر و پايداري آن حضرت(ع) را براساس سيره و قول ايشان بنماياند و نشان دهد كه چگونه آن حضرت(ع) در برابر فشارها حكومت هاي ظالم بني عباسي صبر پيشه كرد و هرگز دمي از مبارزه با ظلم و احقاق حق دست برنداشت. سال هاي زندان هاي مخوف و وحشتناك را تحمل كرد ولي هرگز از راه مبارزه دست نكشيد و همواره درپي احقاق حق و بازگو كردن آن و ستيز با باطل بود. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.



ادامه متن ...
نوشته : صالحي    نظرات :

شهادت جانگداز هفتمین کوکب تابناک آسمان امامت و ولایت

بر شیعیان و محبین حضرتش تسلیت باد

*********************

هر گه که نسیم از ره بغداد آید
ما را ز حدیث عشق و خون‏یادآید

اى گل که به گردن تو غل افکندند
از صبر تو زنجیر به فریاد آید

*********************

آنچنان ز هر ستم انداخت مرا
که اجل ره سپر باغ جنان ساخت مرا

عجبى نیست اگر وقت عیادت پسرم
دید با این تن کاهیده و نشناخت مرا

********************

اى بر همه خلق مقتدا ادرکنى
اى روح و روان مرتضى ادرکنى

اى موسى کاظم اى امام محبوس
اى یوسف آل مصطفى ادرکنى

*********************

امشب رضا ز سوز جگر گریه مى‏کند
مانند سیل ز ابر بصر گریه مى‏کند

تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم
از داغ جانگداز پدر گریه مى ‏کند

*********************

اى که در ماتمت، دل پر از غم شده
قامت آسمان، از غمت خم شده

بخوان نماز، که خود دل از وضو برفت
که حلقه‏ها، بر تن پاکت فرو برفت

*********************

در عزایت شده، فاطمه نوحه گر
بر دل دخترت، رفتنت زد شرر

فداى تو، که زندگى ات پر بلاست
آخر سر، گریه کنِ تو امام رضاست

*********************

در کنج سیه چال بلا غرق دعایی
جان از غم مادر دهی و سوى خدایی

عمرت شده طى گوشه ى زندان و به غربت
عالم شده مبهوت تو از این همه محنت

*********************

مهدى بیا از گوشه ى زندان نظر کن
با دیده گریان عیادت از پدر کن

برگو به زهرا مادرت سرت سلامت
دیدار موسى و تو در روز قیامت

*********************

وارث غربت حسین
بى تو هستم به شور و شین

قبله ى قلب من کجاست
حرم عشق کاظمین

*********************

اى طرفداران قرآن و شریعت بنگرید
موسى جعفر شهید مکتب تقوا شده

او نه تنها تازیانه خورده از دست ستم
صورتش نیلى ز سیلى چون رخ زهرا شده

*********************

از جهان رفته با قلب خسته
نزد زهرای پهلو شکسته

راحت از جور و زنجیر کین شد
خاک غم بر سر مسلمین شد

*********************

کن روان اشک غم ای شیعه به دامان امروز
تسلیت ده به شهنشاه خراسان امروز

کشته شد موسی بن جعفر ز جفای هارون
زیر زنجیر بلا، گوشه ی زندان امروز

*********************

چهار چوب نگاهت به چهار دیواری
اگر چه روز نداری، همیشه بیداری

مکیده است توان تو را لب زنجیر
برای دادن جان، جان من توان داری؟

*********************

پیامک ویژه شهادت امام کاظم (ع)

 

امشب شب عزای امام عالمین است
دل را هوای قبر غریب کاظمین است

باب الحوائج امشب حاجت روا گردیده
مهدی به یاد جدش، صاحب عزا گردیده

*********************

شهادت مظلومانه هفتمین پیشوای عالمتشیع  امام موسی کاظم

علیه السلام بر شیعیان و مبحان آن حضرت تسلیت باد

*********************

نوشته : حسين    نظرات :
 ترتیل کل قرآن کریم(به تفکیک سوره) با صدای استاد منشاوی، تقدیم به کاربران عزیز

Image

 

 

 

 

دانلود ها در ادامه مطلب



ادامه متن ...
نوشته : هادي    نظرات :

علل و عواقب تنبلی در نماز


نماز، راز و نیاز با ذات احدیتِ پروردگار است و ایستادن در بین دستهای حق عزّوجلّ و رجوع و برگشتن و بازگشت بسوی اوست و نماز رابطه بین بنده و معبودش یعنی پروردگار است. پرهیز كن از تنبلی در نماز، بترس كه مبادا رابطه میان خویش و آن خالقی كه تو را به وجود آورده است قطع كنی و از دست بدهی.


خواب

خداوند متعال در کلام وحی، قرآن کریم فرمود:

«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ * الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ» (الماعون – 4 تا 6)

ترجمه: پس واى بر آن نمازگزاران * که دل از یاد خدا غافل دارند * همانان که (اگر طاعتى کنند) به ریا و خود نمایی کنند.

و اهل عصمت (ع) مکرر تأکید و تصریح نموده‌اند که شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک بشمارند نمی‌رسد. همین معنا یعنی از دست دادن خیر‌ها و موفقیت‌های دنیا و آخرت. بدیهی است کسی که نماز را سبک بشمارد یا در اقامه‌ی آن تنبلی کند، از بسیاری از برکات و فوایدی که برای نماز شمرده شده است و از جمله «نگهداری از فساد و فحشاء و فقر و ...» است محروم می‌ماند.

به طور قطع از عوامل اصلی تنبلی در نماز، ضعف در معرفت و ایمان و عشق به الله جل جلاله است و باید دقت نمود که هر چقدر بندگی و عشق به الله ضعیف شود، مازاد آن در خلاء نمی‌ماند، بلکه جایش را به غیر الله می‌دهد. و به همین دلیل محبت و دلبستگی و وابستگی به دنیا و زخارف آن سبب می‌شود که انسان حوصله نکند از محبوب جدا شده و به سوی خدا رود و به کارهای دیگر مشغول‌تر و راضی‌تر می‌باشد.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏ ...» (البقره – 165)

؛  و بعضى از مردم کسانى هستند که بجاى خدا شریک‏هایی می‌گیرند و آنها را مانند خدا دوست میدارند و کسانى که بخدا ایمان آورده‏اند شدت محبت‌شان به الله است.

عشق و محبت، ریشه، اساس و علت هر حرکتی است. لذا انسان مایل است به دیدار معشوق برسد و وقت خود را با او بگذراند. صحبت با غیر و یا مشغولیت‌های دیگر او را خسته می‌کند، مگر آن که در راه او برای او باشد. مثل این که اگر کسی برود تا برای معشوق گلی تهیه کند، در این راه خسته نمی‌شود و از زحمت اینکار لذت هم می‌برد. پس، اگر محبوب و معشوق کسی پول یا لذت‌های نفسانی یا سرگرمی‌های دیگر شد، رقبت و شوقی برای ترک آنها و حضور در محضر الله و راز و نیاز با او پیدا نمی‌کند، اما اگر کسی [أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه] شد، یعنی شدت محبتش خاص الله گردید و هر شخص یا چیز یا کار دیگری را در راستای محبت او دوست داشت، مایل می‌شود که هر چه سریع‌تر از امور دیگر فارق شود و معشوق به او اجازه و اذن ورود (اذان) دهد، تا او به دیدار رفته و گفتگو و راز و نیاز بنشیند.

حذركن از اینكه از ذكر خداوند عزّوجلّ روی گردان شوی. سوره طه آیه 124«ومَنْ اعرضَ عنْ ذكری فاِنَّ لَهُ معیشه ضنكا » خداوند می فرماید : (هركه ازیاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت)

پس بهترین راه زدودن این تنبلی، تقویت معرفت [شناخت] و عشق آن محبوب و معشوق و کنار زدن «إله‌»های کاذب دیگر است. یعنی عمل به «لا إاله الا الله». و البته برای تحقق این معنا، تمرین، ممارست و استقامت لازم است. یعنی با خود عهد کنم که می‌خواهم با شیطان مبارزه کنم و در این مبارزه بینی او را به خاک بمالم و می‌خواهم هوای نفس را در اختیار و کنترل خود داشته باشم، نه این که من در اختیار او باشم. لذا تصمیم می‌گیرم که حتماً چند روزی هم که شده، نماز را اول وقت بخوانم. به یقین، پس از چند روز، انس و دوستی انسان با نماز نیز برقرار می‌شود و مؤمن خود در پی فرصت می‌گردد که به نماز بایستد. 

نماز، راز و نیاز با ذات احدیتِ پروردگار است و ایستادن در بین دستهای حق عزّوجلّ و رجوع و برگشتن و بازگشت بسوی اوست و نماز رابطه بین بنده و معبودش یعنی پروردگار است. پرهیز كن از تنبلی در نماز، بترس كه مبادا رابطه میان خویش و آن خالقی كه تو را به وجود آورده است قطع كنی و از دست بدهی.

نماز صلوه اذان

حذر كن از اینكه از ذكر خداوند عزّوجلّ روی گردان شوی. سوره طه آیه 124«و مَنْ اعرضَ عنْ ذكری فاِنَّ لَهُ معیشه ضنكا » خداوند می فرماید : (هر كس از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت). مبادا نماز خواندنت مانند نماز غافلان باشد، دنیا را پشت سرت قرار بده، هنگامی كه تكبیر قیام نماز را میگوئی(الله اكبر) مترس از وسوسه های شیطان. به مردم حقد و حسد نبند و انتقام از آن را دوست مدار و كارهای آنان و انتقامشان را به خدا واگذار نما.

کسانی بوده اند که در تمام مدت عمرشان نماز نخوانده بودن و بدنبال ناراحتی ها و سرگردانی های روحی به نماز رو آورده اند معلوم  است که در بدو امر کاری بی نتیجه به نظر می رسد اما باید به روح زنگار گرفته این فرصت را داد تا با عطر نماز آشنا شود و شوق نماز در دل خانه کند آنگاه است که ترک نماز برایش می شود عذاب الیم نماز خود جاذبه ای ایجاد می کند که شخص را از جا کنده و به گفتگوی با معشوق می کشاند.

و در این مسیر مطالعه در این زمینه و گوش دادن به موعظه بزرگان در مورد نماز نقش و آثار پر اهمیت آن تأثیر خیلی زیادی بر مراقبت ما از نماز دارد.

و این تذکر و تنبه را برای خود آنقدر تکرار کنیم تا ملکه ذهن شود ،وقتی آموختیم که نماز چه آثاری دارد سعی کنیم به هر ترتیبی هست از فیض آن بهره ببریم با آموختن صحیح نماز  و عمل به شرایط آن پیش برویم بعد طوری می شود که تنبلی را کنار گذاشته و سراپا شوق می شویم برای نماز ،ولی یک شرط دارد آن که بهانه را کنار بگذاریم این که نه این کارها فایده ای ندارد و صد بار امتحان کرده ام نتیجه نداده و ... اینها همه وسوسه شیطان است.

می دانم وقتی این مقاله را می خوانید مثل خود بنده که دارم مینویسم، شوقی وافر وجود ما را گرفته و داریم با خود عهد می بندیم و قول و قرار می گذاریم که از فردا کمر همت بسته و از پای ننشینیم.

اما می بینیم همین که صدای اذان بلند شد به دنبال بهانه ای و کاری می گردیم که آرام و بی صدا دور نماز را خط کشیده و خود را وارهانیم  و این همان برنامه ایست که در تمام مدت عمرمان پیاده کرده ایم اما تا کنون از این فرار چه نتیجه ای گرفته ایم؟

نوشته : هادي    نظرات :

غیرت خشونت نیست مدیریت است


یکی از صفات نفسانی كه در روایات اسلامى به عنوان یك فضیلت مهم اخلاقى از آن یاد شده، «غیرت» است.


روحانی امر به معروف
تعریف غیرت

«غیرت» در اصل به معنى دفاع از عرض و ناموس یا مال و مملكت و دین و آیین است، این واژه مخصوصاً در مواردى به كار مى رود كه چیزى حق اختصاصى شخص یا گروهى باشد و دیگران بخواهند در حریم او وارد شوند که صاحب آن برای دفاع از حریم خود عکس العمل باز دارنده نشان می دهد. (ر.ک: معراج السعاده/221)

متأسفانه در دنیاى امروز كه ارزش هاى اخلاقى كمرنگ شده و انحراف های اخلاقى پنجه در کیان خانواده ها انداخته و یا آنها را تهدید می کند کار به جایی رسیده که در بین برخی جوامع و یا خانواده ها، ارتباط خارج از ضوابط شرعی بین زنان و مردان، عیب شمرده نمى شود. پیامد این انحراف اخلاقی، فراموشی تدریجی چیزی به نام «غیرت» است. این عده، کم کم، «غیرت» را ضد ارزش لقب داده و آن را ناشى از تعصبی كور قلمداد مى کنند.

 

تعادل در غیرت ورزی

این وصف نفسانی به مانند سایر فضایل اخلاقی دیگر دارای یک حد تعادل است. جای تأسف دارد که هر گاه سخن از رعایت اعتدال به میان می آید عده ای گمان می کنند که منظور نویسنده یا گوینده تضعیف آن ارزش است در حالی که رعایت اعتدال از نظر اخلاق اسلامی یعنی مدیریت عاقلانه قوای نفسانی؛ مثلا خشم که یکی از این نیروهای درونیست اعتدالش به این است که تحت مدیریت عقل (1) اعمال شود و الا یا افراط است و تهور یا تفریط است و بزدلی.

غیرت هم از این قاعده مستثنی نیست و اگر به دور از افراط و تفریط در انسان وجود داشته باشد، فضیلتى بزرگ محسوب خواهد شد.

«غیرت» در اصل به معنى دفاع از عرض و ناموس یا مال و مملكت و دین و آیین است، این واژه مخصوصاً در مواردى به كار مى رود كه چیزى حق اختصاصى شخص یا گروهى باشد و دیگران بخواهند در حریم او وارد شوند که صاحب آن برای دفاع از حریم خود عکس العمل باز دارنده نشان می دهد

افراط در غیرت

امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه به فرزند گرامیشان امام مجتبى علیه السلام می فرمایند: « اِیّاكَ وَ التَّغایُرَ فِى غَیْرَ مَوْضِعِ غَیْرَةٍ» مبادا در جایی که جای غیرت ورزی نیست؛ غیرت خود را اعمال کنی «فَاِنَّ ذلكَ یَدْعُوا الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِیَّةَ اِلَى الرَّیْبِ» زیرا این غیرت ورزی بیجا انسان پاک و سالم را به ناپاکی می کشاند و او را به شک و دودلی می اندازد.

تفریط در غیرت

اگر کسی در جایی که عقل و نقل حکم به غیرت ورزی می کنند، بی تفاوت باشد و غیرتش را اعمال نکند، دچار تفریط در غیرت و یا بی غیرتی شده است که مرحوم نراقی در توضیح آن می نویسد: « و آن، كوتاهى و اهمال كردن است در محافظت آنچه نگاهبانى آن لازم است از دین و عرض و اولاد و اموال. و این مرض، از مهلكات عظیمه، و صفات خبیثه است.»(معراج السعاده/220)

 

بی غیرت سیب زمینی مرد زن حجاب
اعتدال در غیرت

مصداق اعمال عادلانه یک صفت نفسانی را عقل و نقل معتبر مشخص می کنند. مصداق یابی برای اعمال غیرتی عادلانه کار چندان سختی نیست. ما باید بدانیم که غیرت یعنی غیر زدایی از حریم خود و دیگری؛ نه اجازه دهیم دیگری به حریم ما وارد شود و نه به خود این اجازه را بدهیم که حریم خصوصی دیگری را شکسته و به آن وارد شویم.

بنابراین در فرهنگ دینی به کسی که نسبت به خانواده خود یقه چاک می کند اما به راحتی به حریم خانوادگی دیگران تعرض می کند غیور گفته نمی شود؛ غیور کسی است که حریم دیگران را هم به مانند حریم خانواده خود محترم بشمارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید: « مَا زَنَى غَیُورٌ قَطُّ » محال است که انسان غیوری خود را به بی عفتی آلوده کند. (نهج البلاغه/ق305)

 

یک نکته مهم

غیرت ورزی بجا در خانواده نیازمند یک مدیریت صحیح اسلامی در این زمینه است. پدر یا سرپرست خانواده باید نسبت به رفت و آمدها، ساعات حضور افراد خانواده در بیرون از منزل و نیز افراد و مکانهایی که اعضاء خانواده با آن در ارتباطند حساسیت داشته باشد؛ بی تفاوتی در این امور بی شک نمونه ای از تفریط در غیرت است.

و این حساسیت باید به شکل یک مدیریت صحیح رفتاری اعمال، شود؛ یعنی هر کجا که احساس خطر شد با برخوردی دوستانه و درعین حال مقتدارانه، منتهی به دور از خشونت، باید غیرت را اعمال کرد و زمینه تجاوزِ غیر را از بین برد.

و چه فضیلتى بالاتر از این كه انسان اجازه ندهد بیگانه اى به حریم ناموس او خانواده، سرزمین، دین و آیین او دستبرد بزند؛ در مقابل او بایستد، و تا سر حد جان دفاع كند.

امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه به فرزند گرامیشان امام مجتبى علیه السلام می فرمایند: « اِیّاكَ وَ التَّغایُرَ فِى غَیْرَ مَوْضِعِ غَیْرَةٍ» مبادا در جایی که جای غیرت ورزی نیست؛ غیرت خود را اعمال کنی «فَاِنَّ ذلكَ یَدْعُوا الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِیَّةَ اِلَى الرَّیْبِ» زیرا این غیرت ورزی بیجا انسان پاک و سالم را به ناپاکی می کشاند و او را به شک و دودلی می اندازد

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «اِنَّ اللّهَ غَیُورٌ یُحِبُّ كُلَ غَیُور وَلِغیرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها» خدا غیور است و هر غیرتمندى را دوست دارد، و چون غیرت دارد كارهاى زشت آشكار و پنهان را حرام كرده است (وسائل الشیعه20/153)

در زندگی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که مظهر کاملی از غیرت الهی اند موارد متعدد و شگفت انگیزی از این غیرت ورزی به چشم می خورد:

علت جنگ قینقاع که بعد از جنگ بدر به وقوع پیوست، غیرت اسلامی مسلمانان و در رأس آنها رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. زرگری یهودى در بازار، لباس زن مسلمانى را كنار زد. یهودیان به آن زن پاكدامن خندیدند. زن شرمنده شد. مسلمانى به غیرت آمده به یهودى حمله ور شده و او را كشت. یهودیان به آن مسلمان حمله کرده و او را شهید كردند. بستگان مرد مسلمان كه شهید شده بود مسئله را مطرح ورسول اكرم در روز شنبه لشكرى براى محاصره یهودیان تشكیل داد.(مغازى1/177)

 

پی نوشت:

(1)    با توجه به دو روایت « كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَىً أَمِیرٍ » (نهج البلاغه/ق211)و « الْعَقْلُ ... مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ » (کافی1/11) مراد عقلی است که خود، بنده هوا و هوس نبوده و قوای درون را در جهت بندگی خدا مدیریت می کند.

نوشته : هادي    نظرات :

مکه یا کربلا؟!...


زیارت امام حسین (علیه السلام) برتر است یا کعبه؟! اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبیای الهی بنا نهاده شده است و طبق نص برخی از روایات، موازی عرش الهی و مظهری از مظاهر ربوبی است. در حالی که امام کلمة الله و مظهر جامع همه صفات جمال و جلال الهی است


مکه و مرقد امام حسین (ع)

در برخی از روایات شیعه آمده است که زیارت امام حسین(علیه السلام) از زیارت کعبه با فضیلت تر است. اما سوال این است که چرا این فضیلت وجود دارد؟ به خصوص آنکه برخی از مغرضین از وهابیون با مشاهده چنین روایاتی در کتب شیعه، شیعیان را متهم می کنند که وجود اینگونه روایات مردم را از فریضه حج باز می دارد و عقیده آنها نسبت به حج را سست می کند. ایشان اینگونه روایات را نوعی غلوّ در مقام اهل بیت تلقی می نمایند که جایگاه اهل بیت را حتی فراتر از خداوند متعال قرار می دهد!

در این نوشتار می کوشیم با بررسی اینگونه روایات شبهات وارده بر آن را نیز پاسخ گوییم.

زیارت مستحب، حج واجب

روایات وارده در فضیلت زیارت امام حسین(علیه السلام) در میان ائمه معصومین (علیهم السلام) بسیار فراوان است و در برخی از آنها به فضیلت و برتری آن حتی نسبت به حج تاکید شده است. در نگاهی سطحی و به دور از ژرف بینی ممکن است این شبهه به ذهن آید که زیارت مستحبی امام حسین (علیه السلام) مگر چقدر می تواند افضل باشد که حتی از زیارت خانه ی کعبه و انجام حج نیز برتر به شمار آید؟! اما با کمی دقت در مضمون روایات و نیز توجه به فلسفه اسلام به طور کلی چنین بدست می آید که در اینگونه روایات زیارت امام حسین(علیه السلام) با معرفت به حق امام بر حج غیر واجب و به بیان دیگر عمره مستحبی افضلیت و برتری داده شده است نه حج واجب.

زیرا همان طور که در فلسفه احکام اسلامی بیان می شود هرگز فعل مستحبّی نمی تواند جایگزین فعل واجب شود چه رسد که بر آن برتری نیز بیابد. زیارت امام حسین(علیه السلام) نیز به مثابه عملی مستحب بر حج واجبی که بر شخص مستطیع وجوب پیدا می کند، نمی تواند برتری یابد و جایگزین آن گردد. از این رو توجه به این نکته در برخورد با این دسته از روایات از اهمیت خاصی برخوردار است.

اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبیای الهی بنا نهاده شده است و طبق نص برخی از روایات، موازی عرش الهی و مظهری از مظاهر ربوبی است. در حالی که امام کلمة الله و مظهر جامع همه صفات جمال و جلال الهی است

کعبه به دست ولی آباد می گردد ...

از سوی دیگر باید توجه نمود که اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبیای الهی بنا نهاده شده است و طبق نص برخی از روایات، موازی عرش الهی و مظهری از مظاهر ربوبی است. در حالی که امام کلمة الله و مظهر جامع همه صفات جمال و جلال الهی است.

همان طور که در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: "من اراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجّه بکم؛ هر کس خدا را اراده کرده از شما شروع خواهد کرد و هر کس خدا را به وحدانیت شناخته از شما قبول کند و هر کس خدا را قصد کرده به شما توجه کند.»

بنابراین توجه به شأن و رتبه امام و زیارت او در مقابل زیارت کعبه و انجام عمره مستحبی از برتری و افضلیت برخوردار است. در دعای ندبه نیز می خوانیم: أین وجه الله الذی الیه یتوجّه الاولیاء؛ کجاست وجه خدا که اولیاء به او توجه کنند.»

به بیان دیگر، امام(علیه السلام) و توجه قلبی به او در زیارت پلی است برای ایجاد ارتباط بنده با خدا و امام در این میان واسطه فیض و از وسائطی است که بنده را به خداوند می رساند. از این رو در هنگام زیارت کعبه نیز توسّل و توجه به امام می تواند مقصود را نزدیکتر کند. لذا می تواند وجه افضلیت در برخی روایات مبنی بر برتری زیارت امام حسین(علیه السلام) بر کعبه را این چنین توجیه نمود.

مکه خانه خدا
جنبه رمزی روایات

ممکن است که این روایات جنبه رمزی داشته باشند یعنی هرگاه اسلام در خطر باشد و مردم تنها توجه شان به ظاهر شریعت(نماز، روزه، حج و غیره) معطوف گردد باید با هدایت مردم به سوی باطن و قلب اسلام، آن را از تهی شدن نجات داد و دمیدن روح الهی در کالبد اسلام همانا گذراندن خط سرخ شهادت اولیای الهی است که با خون خویش نهال اسلام را آبیاری می نمایند، و در این میان سرور و سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) است که با نثار جان خویش و حماسه کربلا روحی تازه در کالبد اسلام دمید.

اگر در کشور اسلامی تنها اسم اسلام بماند و مسلمانان تنها به ظاهر شریعت بپردازند بدون توجه به عمق و روح اسلام و از روح شریعت بی خبر باشند؛ به مرور جز پوسته ای از اسلام نمی ماند و حال آنکه بایستی امت اسلامی با پیمودن راه حسینی نسبت به حقیقت اسلام آشنا شده و ظاهر شریعت را در لوا و تحت باطن آن انجام دهند.

همان طور که خود امام حسین(علیه السلام) اعمال حج خود را نیمه تمام رها کرد و به امر مهم احیای امر به معروف و نهی از منکر در میان امت رسول الله پرداخت که بیداری ملت و احیای شریعت را بدنبال داشت. بر همین اساس می توان افضلیت زیارت امام حسین(علیه السلام) بر زیارت کعبه را نیز بر همین قیاس و شیوه تبیین نمود که البته بیانی رمزگونه و اشاره ای ظریف به این موضوع است.

اگر در کشور اسلامی تنها اسم اسلام بماند و مسلمانان تنها به ظاهر شریعت بپردازند بدون توجه به عمق و روح اسلام و از روح شریعت بی خبر باشند؛ به مرور جز پوسته ای از اسلام نمی ماند و حال آنکه بایستی امت اسلامی با پیمودن راه حسینی نسبت به حقیقت اسلام آشنا شده و ظاهر شریعت را در لوا و تحت باطن آن انجام دهند

نتیجه گیری

ادعای مغرضین وهابیّت مبنی بر آنکه شیعه با توجه به روایات خود درباره افضلیت و برتری زیارت امام حسین(علیه السلام) بر زیارت کعبه و خانه خدا، مسلمانان را از اعمال و فرایض حج باز می دارد کاملاً نادرست است و رد می شود. زیرا همان طور که گفته شد اعمال فرائض واجب حج هرگز جایگزینی ندارد و فرد مستطیع باید حج را بجا آورد و مضمون روایات وارده درباره عمره مستحبی می تواند باشد. ضمن آنکه توجه شیعه در اینگونه روایات به جایگاه امام و نقش او در هدایت مردم برای رسیدن به خدا و نیز تأثیر خط سرخ شهادت در احیاء شریعت اسلام است.

از مجموع این مطالب می توان نتیجه گرفت که مضامین روایات اسلامی شیعه بسیار عمیق و پرمحتواست که بایستی با نظری دقیق و موشکافانه بدانها پرداخت و توجه نمود و با نگاههای سطحی و پیش افتاده نمی توان به حقیقت آنها دست یافت.


منابع:

1- شیعه شناسی- علی اصغر رضوانی- ج 2- صص 314- 313

2- مفاتیج الجنان- شیخ عباس قمی- زیارت جامعه کبیره و دعای ندبه

3- بحارالانوار- علامه مجلسی

4- اصول کافی- شیخ کلینی

5- حماسه حسینی(علیه السلام)- شهید مطهری

نوشته : هادي    نظرات :
پیامک ( اس ام اس ) وفات حضرت زینب (س)حضرت زينب
 
کربلا در کربلا می ماند اگر زينب نبود
شيعه می پژمرد اگر زينب نبود
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه
یک محمد یک علی یک فاطمه
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
به دوران اسارت با یتیمان
نوازشها به مهر مادری کرد
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
عشق با زینب(س) تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست عشق دلبریت، عشق او
صبر زانو می زند در پیش او
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
زینب کبری(س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور خویش شرمسار کند.
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !...آه از دل زینب !
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

 
تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(س)
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

نوشته : هادي    نظرات :

آشنایی با زینب سلام الله علیها

حضرت زینب

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

امام سجاد(ع) :اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است

هوش و ذكاوت

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

فصاحت و بلاغت

میلاد حضرت زینب (س)

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: (اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة) یعنى:

اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان اسلام، بیدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده " بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامی و قرآنی سیراب گشت. رسالت راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت.

زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است. این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمن حضور در كاروان اسرای كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور در كاخ برخی حكمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاكید برحقانیت طریق آل محمد بر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان كشیدند.

صدیقه توانا، عقلیه دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، حضرت زینب كبری(س) است. همو كه در بزرگواری و كرامتش بسیار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و كوبنده دژخیمان زورگو است.

زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است. این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد.

ایثار، فداكاری، وزانت عقل، صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم های جانكاهی كه به او وارد آمده است، از او چهره یك شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می گردد این چراغ فروزان، نورافكن جهانیان و نسل های آینده خواهد بود.

كرامات

حضرت زینب (س)

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نویسد:

ïشیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء : و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

وفات آن حضرت:

حضرت زینب سلام ا... علیها، شیرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اینك زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى باشد.

نوشته : هادي    نظرات :
گفت‌و‌گوی آیت الله خوانساری با عزراییل


سلامش کردم، جواب داد و فرمود: آیا آماده هستی شما را قبض روح کنم و ببرم؟ گفتم: آماده‌ام. بعد فرمودند: قدمها را شمردم و دیدم ده قدم شد.


روح عزرائیل مرگ
در محضر آیت الله علوی گرگانی

ای ابوذر در دنیا چنان باش که گویی غریبی هستی یا یک رهگذر، و خود را از اهل گور به حساب آور.

چگونه در دنیا احساس غربت کنیم ؟!

به راستی چطور ممکن است با اینکه انسان در دنیا دوست و رفیق دارد، فامیل و آشنا دارد، هم درس و هم بحث دارد و همنشین و اولاد دارد، اما احساس غربت کند، ظرافت‌هایی در کلام معصومین است، یعنی آنقدر اهل آخرت و اهل الله شوید که بودن شما با افراد عادی موجب ناراحتی تان شود و همیشه بخواهید که روحتان با بزرگان و اولیاءالله و ارواح طیبه باشد.

آنجا که امیرالمومنین(ع) فرمود: «فزت و رب الکعبه» معنایش این نیست که من از غم و غصه های دنیا راحت شدم.

علی علیه السلام را با دنیا چکار؟ خود او می فرمود: ما را چه به فدک. اگر حضرت مال دنیا می خواست، این همه سرمایه در دستش بود. برای چه انفاق می کرد؟

یک جهت " فزت و رب الکعبه " همین است که مولا امیرالمومنین مال این عالم نبود. خداوند این بزرگوار را مثل پیامبر صلی الله علیه و آله آورده بود گویی، در این دنیا غریب بود و من معتقدم آن مصیبتی که علی علیه السلام را زجر می داد مساله آخرتی و دینی مردم بود .

علی علیه السلام در دنیا غریب بود و پیامبر صلی الله علیه و آله چند بار فرمودند: «طوبی للغربا» خوشا به حال غریبان، و ما باید سعی کنیم جزء غربا باشیم. دنیا را خانه آرامش خودتان انتخاب نکنید. بدانید که «الدنیا دار بالبلاء محفوفه» فکر نکنید در دنیا در آسایش هستید؛ باید به خود رنج و زحمت دهید و خود و دیگران را ارشاد و اصلاح کنید

گریه در احوالات خود می کنیم!

گریه ما برای اینها از این جهت است که چطور خدای تبارک و تعالی شخصیتی بزرگوار مانند علی(ع) را آورد در این دنیا برای هدایت ما، ولی ما قدرش را ندانستیم، والا اینها مال زمین نبودند و مال این دنیا نبودند. آن مردم بی وفا قدر علی (ع) را نشناختند و او را اذیت و آزار کردند. آن حضرت باید بنشیند و حسرت بخورد که «الدهر انزلنی ثم انزلنی حتی قیل معاویه و علی» روزگار اینقدر مرا پائین آورد تا اینکه گفته می شود: معاویه و علی به راستی خیلی مصیبت است، امیر المومنین کجا و معاویه کثیف کجا؟ معاویه ای که سرتا پا جسم و ماده و خبائث است در مقابل علی علیه السلام قرار دارد که همه اش نور است.

 

خوشا بر احوال غریبان در دنیا!

علی علیه السلام در دنیا غریب بود و پیامبر صلی الله علیه و آله چند بار فرمودند: «طوبی للغربا» خوشا به حال غریبان، و ما باید سعی کنیم جزء غربا باشیم. دنیا را خانه آرامش خودتان انتخاب نکنید. بدانید که «الدنیا دار بالبلاء محفوفه» فکر نکنید در دنیا در آسایش هستید؛ باید به خود رنج و زحمت دهید و خود و دیگران را ارشاد و اصلاح کنید.

امام علی (ع) نخلستان
ابوذر نیز در این دنیا غریب بود!

او به دستورات پیغمبر(ص) خوب عمل کرد، زندگی و کاشانه و خانه نداشت. او رفت و در ربذه ماند و به دخترش گفت: آخر عمر من است. دختر به گریه افتاد. او گفت: گریه نکن. دختر گفت: در این بیابان بعد از تو چکار کنم؟ اباذر گفت: وقتی از دنیا رفتم، برو کنار جاده بنشین، گروهی می آیند به آنان بگو که ابوذر در اینجا فوت کرده است، آنها می آیند و بدن مرا بر می دارند.

واقعا ابوذر در نهایت غربت زندگی کرد و در نهایت غربت جان داد. یکی از بزرگان (آیت الله خوانساری) که مرد بسیار با تقوائی بود و نفس زکیه ای داشت ، از ایشان نقل شده که چند ساعت قبل از فوتشان فرمودند که حضرت عزرائیل علیه السلام جلو چشمانم مجسم شد. او را شناختم که عزرائیل علیه السلام است.

سلامش کردم، جواب داد و فرمود: آیا آماده هستی شما را قبض روح کنم و ببرم؟ گفتم: آماده‌ام. بعد فرمودند: قدمها را شمردم و دیدم ده قدم شد. ده قدم شد فهمیدم ده ساعت دیگر از عمرم بیشتر باقی نمانده است. بچه ها را خبر کردم و گفتم: رفتنی هستم.

آری وقتی روح انسان پاک باشد اینگونه است. آیا از جهات دین مان آماده هستیم؟ آیا آرزوهای دور و دراز نداریم؟ آیا از جهات دین مان آماده هستیم؟ آیا مدیون دیگران نیستیم؟ آیا آن پرونده سفیدمان آلوده نکردیم؟ اگر آماده ایم خوشا به سعادت ما.


منبع : شیعه نیوز

برگرفته از انوار اخلاقی ج 1، نوشته آیت الله علوی گرگانی

نوشته : هادي    نظرات :
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.